هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

711- نفرین ابدی

اصبغ بن نباته از یاران علی (علیه السلام) است او در لحظات پایانی عمر علی (علیه السلام) بر بالین امام حاضر شد و با اصرار از آن حضرت تقاضای حدیث کرد حضرت خواهش او را پذیرفت و فرمود:
اصبغ! همان طوری که تو به عیادتم آمدی یک روز هم من به عیادت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از من خواست تا به میان مردم روم و آنان را برای شنیدن پیامی از جانب او به مسجد فرا بخوانم؛ امام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من گفت: به مسجد که رفتی بر فراز منبر برو و یک پله پائین تر از جایی که من می نشینم بایست و به مردم چنین بگو:
...لعنت خدا بر کسی که مورد خشم و عاق والدین قرار گیرد.
لعنت خدا بر آنکه از مولای خویش بگریزد.
لعنت خدا بر کسی که در مزد اجیر خیانت ورزد و او را از حقش محروم سازد.
اینها جملاتی بود که به امر آن حضرت گفتم و از منبر به زیر آمدم در این بین مردی از انتهای مسجد در حالی که جمعیت را می شکافت و سعی داشت خود را به من برساند پیش آمد و گفت:
ای اباالحسن سه جمله به اختصار گفتی، آنها را برای ما تشریح کن، من در پاسخ او چیزی نگفتم و نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم بازگشتم و سخن آن مرد را نقل کردم (اصبغ می گوید: در این لحظه حضرت یکی از انگشتان مرا در میان دست خود گرفت) و فرمود:
اصبغ! رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز انگشتان مرا این چنین در دست خود گرفته بود و با همین حال در شرح آن کلمات فرمود:
علی! من و تو پدران این امت هستیم هر کس ما را به خشم آورد، لعنت خدا بر او باد. من تو مولای این مردم هستیم هر که از ما بگریزد به نفرین ابدی مبتلا گردد. من و تو اجیر این امت هستیم هر کس در اجرت ما (که دوستی اهل بیت و عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است) خیانت ورزد به لعنت خدا و دوری از لطف او گرفتار گردد. پس حضرت آمین گفت و من نیز آمین گفتم... (838)

712- مسجد سازی های حضرت علی (علیه السلام)

امام علی (علیه السلام) در تمام دوران زندگی خود به مسأله مسجد سازی توجه کاملی داشت در منطقه احد و در جنوب مسجد النبی و در شهر مدینه و در محله مساجد سبعه و هر جا که اقامت می کرد به امر مسجد سازی می پرداخت.
حتی هنگامی که لشکر خود را بسوی میدان صفین حرکت می داد در طول راه نیز این امر مقدس را از یاد نبرد.
لذا امام علی (علیه السلام) وقتی به شهر مرزی هیت رسید وارد شهر نشد، آن شهر را دور زد و در یک میدان فراخ در اطراف هیت، مدتی را توقف نمود و در منطقه ای به نام اقطار توقف کوتاهی داشت و مسجدی در آنجا ساخت که تا سالیان طولانی مردم در آنجا نماز می خواندند. (839)
علی (علیه السلام) در ساختن مسجد مدینه و بصره و کوفه و همچنین مسجدی به یاد پیروزی بر عمروبن عبدود در جنگ خندق در محله احزاب، بنام مسجد فتح بنا کرد و شب ها در آنجا نماز می خواند.(840)

713- توجه به وضع اقتصادی مردم

علی (علیه السلام) به یکی از فرماندهان خود بنام قرظة بن کعب انصاری بخاطر اینکه مردم منطقه حکومتی او دچار مشکل اقتصادی شده بودند می نویسد:
مردانی از اهل ذمه از حوزه فرمانداران تو گفته اند که در زمینهایشان نهری داشته اند که پر و خشک شده است، پس در مشکلات اقتصادی آنها مطالعه کن. و آن نهر را اصلاح کن!
بجان خودم سوگند! اگر آبادانی شود و مردم تأمین گردند بهتر از آن است که از آنجا کوچ کنند و ناتوان گردند، و از انجام کارهایی که به صلاح مملکت است باز مانند (841)
لذا امام صادق (علیه السلام) فرمود: کان امیرالمؤمنین یکتب یوصی بفلاحین خیراً؛ امیرالمؤمنین (علیه السلام) همیشه در نامه به کارگزاران حکومتی خود سفارش کشاورزان را می کرد.
و در حدیثی دیگر، امام صادق (علیه السلام) فرمود: علی (علیه السلام) همواره بیل می زد و نعمتهای نهفته در دل زمین را استخراج می کرد.(842)