هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

708- خبر از آینده

اصبغ بن نباته می گوید:
روزی علی (علیه السلام) برای مردم مشغول سخنرانی بود و می گفت: سلونی قبل ان تفقدونی فوالله تسئلونی عن شیی مضی و لان عن یکون الا نبئتکم به؛ بپرسید از من، پیش از آن که نیابید مرا، پس به خدا سوگند! نخواهید پرسید مرا از مطالب گذشته و از مطالبی که پیش خواهد آمد، مگر آن که آگاه کنم شما را به آن، سعد بن ابی وقاص برخاست و گفت:
یا امیرالمؤمنین! به من بگو چه اندازه موی در سر و ریش من است؟ پس فرمود: بدان، به خدا سوگند هر آینه پرسیدی از من پرسشی که دوست من پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بود که تو خواهی پرسید از من آن را؛ و نیست در سر و ریش تو موئی، مگر آن که در بن و بیخ او شیطان نشسته و به درستی که در خانه تو بزغاله ای است که خواهد کشت حسین پسر مرا، عمر سعد پس سعد ابی وقاص در آن روز خردسالی کوچک بوده).(834)

709- مؤمن و کافر

اصبغ بن نباته می گوید: در بصره مردی خدمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمد و عرض کرد: ای امیرمؤمنان! با این مردمی که ما می جنگیم دعوتمان یکی است و پیامبرمان نیز یکی، و نمازمان هم یکی، و حج مان هم یکی است، پس نام اینها را چه بگذاریم؟ حضرت فرمود: به همان نامی که خداوند در کتاب خود آنها را نامیده است، مگر نشنیده ای که می فرماید: بعضی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری دادیم، بعضی از آنان با خدا سخن گفتند، و درجات پاره ای را بالا برده، و به عیسی بن مریم دلایل روشن دادیم و او را به روح القدس تأیید نمودیم، و اگر خدا می خواست پس از آنکه دلائل روشن برایشان آمد مقابله نمی کردند و لکن اختلاف کردند، پس پاره ای از آنان ایمان آوردند و پاره ای کفر ورزیدند (835) سپس امام ادامه داد: پس چون اختلاف میان ما افتاد ما به خدا و دین او و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و کتاب و حق سزاوارتریم، پس ما جزء مؤمنانم و آنان کافران، خدا جنگ با آنان را از ما خواسته است، و ما هم به خواست و فرمان و اراده خدا با ایشان به جنگ برخاستیم.(836)

710- انواع دوست و رفیق

امام باقر (علیه السلام) فرمود: مردی در بصره در حضور عی (علیه السلام) به پا خاست و راجع به حقوق رفقا و برادران مسلمان خود، سؤال کرد، حضرت فرمود: رفیق دو نوع است:
خالص واقعی، صوری ظاهری
اما رفیق با اخلاص (در برابر حوادث) پنجه ی محکم است، برای توبه حکم پر و بال و اهل و عیال و مال است، اگر به رفیقی اطمینان کردی از مال و جان در راهش دریغ مکن، با هر که با صفا بود با صفا باش، با دشمنش عداوت ورز، راز و عیبش را بپوشان، حسن و کمالش را اظهار کن، ولی بدان که این طبقه از دوستان مثل یاقوت سرخ کمیاب هستند.
اما رفیق ظاهری: چون از دوستیش بهره ور شوی از او جدا نشو ولی خلوص باطن خود را از او چشم مدار، تو هم چون او خوش زبان و گشاده رو باش.(837)