هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

704- راستگویی و امانت داری

ابوکهمس می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: عبدالله بن ابی یعفور به شما سلام رسانید؛ امام فرمود: بر تو و بر او سلام باد، وقتی که نزد عبدالله رفتی به او سلام برسان و به او بگو جعفر بن محمد (علیه السلام) می گوید:
درست بیندیش که به خاطر چه عاملی علی (علیه السلام) در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن مقام اعلی رسید، همان عامل را پیشه خود ساز، همانا علی (علیه السلام) به خاطر دو خصلت راستگویی و امانت داری در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن مقام عالی نائل آمد.(830)

705- اطمینان به امدادهای غیبی خداوند

سعید بن قیس می گوید: روزی در میدان جنگ مردی را دیدم که تنها دو جامه پوشیده بود (بی آنکه زره و لباس جنگی پوشیده باشد) سوار بر اسب به سویش رفتم، دیدم امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است پرسیدم: ای امیرمؤمنان! در چنین منطقه ای با این لباس؟!
حضرت فرمود: آری ای سعید! هیچ بنده ای نیست مگر اینک از جانب خدا دو فرشته از او نگهبانی می کنند تا از کوهی سقوط نکند و یا به چاهی نیفتد، ولی وقتی که قضای الهی (اجل) فرا رسد او را نسبت به همه چیز وا گذارند.(831)

706- غلامی با وفا و غیرتمند

در روایت آمده: قنبر غلام علی (علیه السلام) آن حضرت را بسیار دوست می داشت، هر گاه علی (علیه السلام) بیرون می رفت، قنبر نیز با شمشیر، به دنبال علی (علیه السلام) حرکت می کرد، شبی علی (علیه السلام) بیرون رفت، قنبر نیز در پشت سر حضرت حرکت می کرد، وقتی حضرت دید قنبر می آید فرمود: ای قنبر! تو را چه شده که در این وقت شب به دنبال من می آئی؟
قنبر عرض کرد: آمده ام تا پشت سرت باشم (و هوای تو را داشته باشم)
علی (علیه السلام) فرمود: وای بر تو آیا تو مرا از اهل آسمان حفظ می کنی یا از اهل زمین؟
قنبر عرض کرد: نه بلکه از اهل زمین تو را حفظ می کنم؛ علی (علیه السلام) فرمود: اهل زمین جز به اذن خدا از آسمان نمی توانند به من کاری کنند، برگرد، آنگاه قنبر بازگشت(832)