هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

703- یتیم نوازی امام علی (علیه السلام)

عصر خلافت امام علی (علیه السلام) بود آن حضرت در کوفه بود، مردی ایرانی از همدان و حلوان (شهری نزدیک بغداد) مقداری عسل و انجیر برای حضرت علی (علیه السلام) آورد.
امام علی (علیه السلام) هماندم روسای اصحابش را طلبید و به آنها فرمود: کودکان یتیم را حاضر نمایند.
آنها کودکان یتیم را حاضر نمودند، آن حضرت سر مشکهای عسل را در اختیار آنها قرار داد تا از آن عسل ها بخورند، سپس آن عسل را در میان ظرفها ریخت و بین مردم تقسیم نمود. شخصی پرسید: ای امیرمؤمنان! چرا باید یتیمان سر مشکها را بلیسند نه دیگران؟
امام علی (علیه السلام) در پاسخ فرمود: ان الامام ابوالیتامی و انما العقتهم هذا برعایة الاباء.
همانا امام، پدر یتیمان است و من به حساب پدرها (و به خاطر آنکه نسبت به آنها پدری کرده باشم) لیسیدن آنها را به کودکان یتیم واگذار کردم(829)

704- راستگویی و امانت داری

ابوکهمس می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: عبدالله بن ابی یعفور به شما سلام رسانید؛ امام فرمود: بر تو و بر او سلام باد، وقتی که نزد عبدالله رفتی به او سلام برسان و به او بگو جعفر بن محمد (علیه السلام) می گوید:
درست بیندیش که به خاطر چه عاملی علی (علیه السلام) در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن مقام اعلی رسید، همان عامل را پیشه خود ساز، همانا علی (علیه السلام) به خاطر دو خصلت راستگویی و امانت داری در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن مقام عالی نائل آمد.(830)

705- اطمینان به امدادهای غیبی خداوند

سعید بن قیس می گوید: روزی در میدان جنگ مردی را دیدم که تنها دو جامه پوشیده بود (بی آنکه زره و لباس جنگی پوشیده باشد) سوار بر اسب به سویش رفتم، دیدم امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است پرسیدم: ای امیرمؤمنان! در چنین منطقه ای با این لباس؟!
حضرت فرمود: آری ای سعید! هیچ بنده ای نیست مگر اینک از جانب خدا دو فرشته از او نگهبانی می کنند تا از کوهی سقوط نکند و یا به چاهی نیفتد، ولی وقتی که قضای الهی (اجل) فرا رسد او را نسبت به همه چیز وا گذارند.(831)