هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

691- غیب گویی ستاره شناس در محضر حضرت

در حالی که علی (علیه السلام) به همراه سپاه خویش روانه جنگ معروف نهروان بود. ستاره شناسی به نام مسافر بن عفیف با عجله خود را به آن حضرت رسانید و عرض کرد: اوضاع کواکب بر این دلالت دارد که اگر کسی در این ساعت حرکت کند از دشمن شکست می خورد. علی (علیه السلام) فرمود: این ادعا، با قرآن که می فرماید: (غیر از خدا کسی بر غیب و نهان آسمانها زمین آگاه نیست)(814)سازگار نیست و تو با چنین عقیده ای خود را از خداوند بی نیاز کرده ای!
سپس رو به یاران خود کرد و فرمود: از ستاره شناسی جز آن مقداری که برای شناختن راههای بیابان و دریا، لازم است خودداری کنید زیرا چنین ادعاهایی انسان را به غیب گویی می کشاند. غیب گویی هم در ردیف جادوگری است و جادوگر نیز در ردیف کافر قرار دارد و جایگاه کافر هم، آتش دوزخ خواهد بود.
آنگاه حضرت یاران خود را مخاطب قرار داد و ضمن توکل بر خدا دستور داد آنان بنام خدا به راه خود ادامه دادند و در جنگ پیروز و سرافراز هم گردیدند.(815)

692- ازدواج جوانان

امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردی را با دست خود استمناء کرده بود گرفته و او را به حضرت امام علی (علیه السلام) آوردند. آن حضرت آن قدر بر دست او زد که دست او سرخ شد. سپس از بیت المال وسائل ازدواج او را فراهم ساخت، بر اساس این روایت امام علی (علیه السلام) برای جلوگیری از فساد هم از شیوه روبنایی استفاده کرد (زدن و تأدیب آن مرد) و هم از شیوه زیربنایی که وسائل ازدواج او را فراهم نمود.

693- تقسیم بیت المال

حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) همه بیت المال مسلمین را به طور مساوی بدون تبعیض تقسیم می کرد، و در هر روز جمعه محل بیت المال خود را جارو می نمود و دو رکعت نماز در آن محل می خواند و می گفت: تا این زمین در روز قیامت گواهی دهد که من بیت المال را برای خود ذخیره نکردم و به طور مساوی آن را تقسیم نمودم.(816)