هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

683- خبر از آینده

ابن عباس گوید: که در ذی قار خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسیدم، صحیفه ای بیرون آورد بخط خود و املاء رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و خواند برای من از آن، و در آن صحیفه بود مقتل امام حسین (علیه السلام) و آنکه چگونه کشته می شود و که می کشد او را و که یاری می کند او را و که با او شهید می شود. پس گریه سختی و مرا به گریه در آورد.

684- همجواری خداوند

چون علی (علیه السلام) بعد از جنگ جمل به کوفه آمد و در مسجد نماز خواند، سپس پشت به دیوار کرد و مرد پیرامونش نشستند آنگاه از حال یکی از یاران خود که ساکن کوفه بود جویا شد یکی گفت: یا علی (علیه السلام)! خدایش به همجواری گزید: حضرت فرمود خداوند هیچ یک از آفریدگانش را به جواری نگیرد آنگاه این آیه را خواند (و کمنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم؛ و شما مرده بودید، شما را زنده کرد و دگر بار بمیراند و باز راوی گفت: چون خستگی آن حضرت برطرف شد، عرض کردند: یا علی (علیه السلام) در کدام کاخ منزل می کنی؟ فرمود: مرا در کاخ خبال منزل ندهید (کاخ فساد) پس به سرای جعدةبن هبیره مخزومی وارد شد. (ام هانی خواهر حضرت امیر (علیه السلام) بود که همسر او هبیرة بن ابی وهب مخزومی بود).(807)

685- توبه کننده، آزاد شد

در عصر خلافت امام علی (علیه السلام) مردی با پسری لواط کرده بود ولی بعد از این عمل زشت و کبیره سخت پشیمان شده بود او به حضور امام علی (علیه السلام) آمد و در حالی که گریه می کرد و سخت پریشان بود با کمال شرمندگی عرض کرد: یا علی (علیه السلام) من لواط کرده ام مرا با اجرای حد الهی پاک کن. زیرا من طاقت آتش دوزخ را ندارم. امام علی (علیه السلام) فرمود: ای مرد! برو به خانه خود، شاید تلخی زرد آب تو، به حرکت در آمده؟ (و اشتباه می کنی) او رفت و فردای آن روز بازگشت و باز گفت: با پسری لواط کرده ام مرا پاک کن. علی (علیه السلام) به او فرمود برو به خانه ات شاید تلخی زرد آب تو، به حرکت در آمده است؟ او رفت و روز سوم نزد امام آمد و همان صحبت را تکرار کرد، حضرت نیز همان پاسخ بار اول و دوم را به او داد. اما روز چهارم آمد و اقرار به لواط کرد. امام علی (علیه السلام) به او فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد لواط کننده به یکی از سه امر حکم فرموده هر کدام را می خواهی خودت انتخاب کن او عرض کرد آن سه حکم چیست؟ علی (علیه السلام) فرمود: زدن گردنت با شمشیر، پرتاب کردن تو با دست و پاهای بسته از بالای کوه به زمین و یا سوزاندن در آتش او به علی (علیه السلام) عرض کرد: کدامیک از این سه حکم سخت تر را برای خود برگزیدم، وسایل آتش را فراهم کردند گناهکار دو رکعت نماز خواند سپس چنین دعا کرد: خدایا! می دانی که مرتکب گناه لواط شدم سپس از مجازاتش در آخرت ترسیدم نزد وصی و پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تو آمدم و از او تقاضا کردم مرا پاک سازد، او مرا بین یکی از سه مجازات مخیر نمود و من در میان آنها سخت ترین آن را برگزیدم، خدایا! از درگاهت می خواهم که همین مجازات را کفاره گناهم قرار دهی و در آخرت مرا در آتش دوزخ نسوزانی سپس برخاست در حالی که به خاطر گناهش گریه می کرد در میان گودال آتش نشست و شعله های آتش بدن او را فرا گرفت این منظره به قدری رقت بار بود که امام علی (علیه السلام) با دین آن منقلب شد و گریه کرد... آنگاه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به او فرمود: ای شخص از میان آتش برخیز که فرشتگان آسمان و زمین را به گریه انداختی خداوند توبه تو را پذیرفت و مراقب خود باش که دیگر آن گناه را انجام ندهی.(808)