هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

676- اتصال معنوی شیعیان با علی (علیه السلام)

رمیله یکی از شیعیان علی (علیه السلام) است می گوید: در کوفه چند روزی دچار تب و لرز شدم و نتوانستم در نماز امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حاضر شوم. روز جمعه ای بود در خودم سبکی درد را دیدم گفتم چه بهتر غسل جمعه ای بکنم و بروم امروز نماز جمعه ای با علی (علیه السلام) بخوانم. در مسجد کوفه آمدم نشسته بودم که عی (علیه السلام) به منبر خطبه می خواند ناگاه تب و لرز من مجدد شروع شد ولی خودم را گرفتم و کنترل کردم. حضرت از خطبه فارغ و بعد هم نماز جمعه را خواند و بعد از نماز کسی را فرستاد دنبالم وقتی وارد منزل حضرت امیر (علیه السلام) شدم. حضرت فرمود: رمیله چه بود وقتی من روی منبر بودم چه چیزی عارضت شد دیدم که به خود می پیچیدی؟ عرض کردم یا علی (علیه السلام) من مدتی تب و لرز داشتم امروز تبم کم شد؛ آمدم مسجد وقتی که شما خطبه می خواندید تب و لرز آمد سراغم (حاصل فرموده حضرت)... حضرت فرمود: این تب و لرز از تو بمن هم سرایت کرد. رمیله می گوید: عرض کردم: یا علی (علیه السلام) آنهایی که در مسجدند اینطور است یا شامل افراد خارج هم می شود در مورد آنها هم همینطور است؟ حضرت فرمود: در شرق و غرب و عالم هر یک از شیعیان ما مبتلا به بشوند به ما هم اثر می کند(799)

677- خبر از آینده

سلیم بن قیس از ابن عباس در حدیثی نقل می کند: که در ذی قار (محلی در نزدیکی بصره) بر علی (علیه السلام) وارد شد و آن حضرت برایش نامه ای بیرون آورد و فرمود: ای پسر عباس این نامه ایست که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من دیکته کرد و من به دست خود نوشته ام، عرض کردم یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن را بخوان حضرت آن نامه را خواند و در آن نامه همه چیز از وقتی که پیغمبر از دنیا رفته تا شهادت حسین بن علی (علیه السلام) و کسی که او را می کشد و آنکه یاریش می کند و اشخاصی که همراه او شهید می شوند بود از جمله آنچه که برایم خواند این بود که با خودش چه خواهند کرد فاطمه علیهاالسلام چگونه شهید می شود و حسن (علیه السلام) چطور در راه خدا کشته می شود و چگونه مردم با وی خیانت و پیمان شکنی می کنند سپس نامه را پیچید و آن مطالبی که از زمان شهادت حسین بن علی (علیه السلام) تا روز قیامت واقع می شود را نخواند و باقی ماند در آن مقداری که از نامه خواند خلافت ابوبکر و عمر و عثمان و اینکه هر یک از آنها کشته می شوند و امر حکمیت و خلافت معاویه و شیعیانی که کشته می شوند و حکومت یزید، تا به شهادت حسین (علیه السلام) بود.(800)

678-تصنیف های هرزه

روی علی (علیه السلام) در کوفه جوانی را دید که به خواندن تصنیف های هرزه و آلوده سرگرم و دل خوش است امام (علیه السلام) به او گفت: با چه چیزهایی دفتر وجودت را پر می کنی؟
لذا یکی از عهدهای بوعلی سینا در رساله عهدش با خود این بود که رمان و قصه های باطل نخواند، حرفها و افسانه های باطل ذهن را کج و معوج می کند و نفس را از درست اندیشی و درست یابی عدول می دهد و منحرف می گرداند.(801)
لذا یکی از بزرگان گفت: فوت وقت نزد اصحاب حقیقت دشوارتر از سپردن جان است چرا که سپردن جان به بریدن از مردمان است و فوت وقت به بریدن از حق (802) چنانچه حضر امیر (علیه السلام) می فرماید: عمر کوتاهتر از آن است که هر آنچه دانستنش نیکوست فراگیری پس بیاموز هر آنچه را که ارزش و اهمیتش بیشتر است.