هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

675- نباء عظیم کیست؟

از علقمه روایت شده که گفت: روز جنگ صفین مردی از لشکر شام با سلاح بیرون آمد و قرآن را حمایل خود کرده بود و به جای رجز خواندن چنانکه مرسوم اعراب در جنگها می باشد سوره نبأ را خواند: عم یتسائلون عن النبا العظیم الذی هم فیه مختلفون
من خواستم پیش روم و با او به جنگ بپردازم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: به جای خود باش خود آن حضرت پیش رفت و به او گفت: اتعرف النباء العظیم هم فیه مختلفون؟ آیا آن خبر بزرگ را که در او اختلاف کردند می شناسی؟ گفت: نه حضرت فرمود: والله انی انا النباء العظیم فی اختلفتم و علی ولایتی تنازعتم...؛ منم ان نبأ عظیم و خبر بزرگ که در من اختلاف کردید و در ولایت من نزاع نمودید و از ولایت من برگشته و منحرف شدید پس از آنکه آن را پذیرفته بودید و به ظلم و ستم از آن برگشتید و هلاک شدید... پس از آن حضرت با شمشیر سر و یک دستش را انداخت آنگاه برگشت و این شعر را می خواند:
ایی الله الا ان صفین دارنا - و دارکم ما لاح فی الافق کوکب
و حتی تموتوا او نموت و مالنا - ولاکم عن حومة الحرب مهرب
خداوند نخواست که صفین منزل ما و شما نباشد مادامی که ستاره بر افق می درخشد تا وقتی که شما بمیرید یا ما و ما را از جایگاه جنگ امید فرار نیست.(798)

676- اتصال معنوی شیعیان با علی (علیه السلام)

رمیله یکی از شیعیان علی (علیه السلام) است می گوید: در کوفه چند روزی دچار تب و لرز شدم و نتوانستم در نماز امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حاضر شوم. روز جمعه ای بود در خودم سبکی درد را دیدم گفتم چه بهتر غسل جمعه ای بکنم و بروم امروز نماز جمعه ای با علی (علیه السلام) بخوانم. در مسجد کوفه آمدم نشسته بودم که عی (علیه السلام) به منبر خطبه می خواند ناگاه تب و لرز من مجدد شروع شد ولی خودم را گرفتم و کنترل کردم. حضرت از خطبه فارغ و بعد هم نماز جمعه را خواند و بعد از نماز کسی را فرستاد دنبالم وقتی وارد منزل حضرت امیر (علیه السلام) شدم. حضرت فرمود: رمیله چه بود وقتی من روی منبر بودم چه چیزی عارضت شد دیدم که به خود می پیچیدی؟ عرض کردم یا علی (علیه السلام) من مدتی تب و لرز داشتم امروز تبم کم شد؛ آمدم مسجد وقتی که شما خطبه می خواندید تب و لرز آمد سراغم (حاصل فرموده حضرت)... حضرت فرمود: این تب و لرز از تو بمن هم سرایت کرد. رمیله می گوید: عرض کردم: یا علی (علیه السلام) آنهایی که در مسجدند اینطور است یا شامل افراد خارج هم می شود در مورد آنها هم همینطور است؟ حضرت فرمود: در شرق و غرب و عالم هر یک از شیعیان ما مبتلا به بشوند به ما هم اثر می کند(799)

677- خبر از آینده

سلیم بن قیس از ابن عباس در حدیثی نقل می کند: که در ذی قار (محلی در نزدیکی بصره) بر علی (علیه السلام) وارد شد و آن حضرت برایش نامه ای بیرون آورد و فرمود: ای پسر عباس این نامه ایست که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من دیکته کرد و من به دست خود نوشته ام، عرض کردم یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن را بخوان حضرت آن نامه را خواند و در آن نامه همه چیز از وقتی که پیغمبر از دنیا رفته تا شهادت حسین بن علی (علیه السلام) و کسی که او را می کشد و آنکه یاریش می کند و اشخاصی که همراه او شهید می شوند بود از جمله آنچه که برایم خواند این بود که با خودش چه خواهند کرد فاطمه علیهاالسلام چگونه شهید می شود و حسن (علیه السلام) چطور در راه خدا کشته می شود و چگونه مردم با وی خیانت و پیمان شکنی می کنند سپس نامه را پیچید و آن مطالبی که از زمان شهادت حسین بن علی (علیه السلام) تا روز قیامت واقع می شود را نخواند و باقی ماند در آن مقداری که از نامه خواند خلافت ابوبکر و عمر و عثمان و اینکه هر یک از آنها کشته می شوند و امر حکمیت و خلافت معاویه و شیعیانی که کشته می شوند و حکومت یزید، تا به شهادت حسین (علیه السلام) بود.(800)