هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

671- مسجد ضرار

امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) از نماز خواندن در پنج مسجد که در کوفه است اصحاب خود را نهی فرمود. مسجد اشعث بن قیس کندی و مسجد جریربن عبدالله بجلی و مسجد سماک بن مخرمة و مسجد شبث بن ربعی (793) و مسجد تیم. امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر وقت امرالمؤمنین نگاهش به آن مسجد می افتاد می فرمود این چهار دیوار تیم است و غرض حضرت این بود که قبیله تیم از یاری آن حضرت دست کشیده بودند و از کینه ای که داشتند با آن حضرت نماز نمی خواندند (لذا این چهار دیواری را بعنوان مسجد ساخته بودند که) خدای لعنت شان کند.(794)

672- کلماتی از من فراگیرید

روزی علی (علیه السلام) به یاران خود فرمود: کلماتی از من فراگیرید که اگر بر چهارپایان سوار شوید و در راه پیمایی و دستیابی به آن ها، چهارپایان خود را از پای در آورید مانند آن کلمات را نخواهید یافت.
هان! که هیچ کس جز به پروردگارش امید نبندد و بجز از گناه خویش نهراسد و چون چیزی نداند از یادگیری آن خجالت نکشد و چون چیزی از او سؤال شد که نمی داند خجالت نکشد و بگوید خدا بهتر می داند و بدانید که شکیبایی و صبر برای پیکره ایمان همچون سر است برای بدن و بدنی که سر ندارد خیری در او نیست.(795)

673- غرور و ریاست طلبی

طلحه و زبیر پس از عثمان از نزدیکترین افراد به علی (علیه السلام) بودند آنها توقع داشتند که امام علی (علیه السلام) بیش از دیگران به آنها امتیاز بدهد و با آنها در امور مشورت کند و در ریاست بیت المال، آنها را بر دیگران مقدم بدارد. روزی آن ها نزد علی (علیه السلام) آمدند و رسماً از آن حضرت تقاضا کردند تا آنها را به فرمانداری بعضی از شهرها منصوب کند وقتی با جواب منفی علی (علیه السلام) روبرو شدند توسط محمد بن طلحه این پیام خشن را به آن حضرت رساندند، ما برای خلاف تو فداکاریهای بسیار کردیم اکنون که زمام امور به دست تو آمده راه استبداد را به پیش گرفته ای و افرادی مانند مالک اشتر را روی کار آورده ای و ما را عقب زده ای. امام علی (علیه السلام) توسط همان محمد بن طلحه به آنها پاسخ داد که: چه کنم تا شما خشنود شوید؟ آنها پس از دریافت پیام امام جواب دادند یکی از ما را فرماندار بصره کن و دیگری را فرماندار کوفه. امام علی (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند من در اینجا (مدینه) آنها را امین نمی دانم چگونه آنها را امین بر مردم در کوفه و بصره نمایم آن گاه امام به محمد بن طلحه فرمود: نزد طلحه و زبیر برو و از قول من به آن ها بگو ای دو شیخ از خدا و پیامبرش صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به امتش بترسد و بر مسلمانان ظلم نکنید... لیکن آنها بخاطر همان غرور ذاتی و انحراف دینی خود بر علیه حضرت به همراهی عایشه قیام کردند.(796)