هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

649- جاهلان احمق و مظلومیت علی (علیه السلام)

روزی مردی از پای منبر علی (علیه السلام) برخاست و به امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد حکمیت در جنگ صفین اعتراض کرد. حضرت جواب او را این چنین داد: سوگند به خدای که من در آن وقتی که شما را به ادامه کارزار، که بر شما ناگوار و ناپسند بود امر کردم... ولیکن با کمک چه گروهی این کار (ادامه جنگ) را می کردم؟ و در این کارزار به چه کسانی التجا می بردم؟ جز با قوم خودم و اصحاب خودم که شما بودید؟ (که شما هم فرمان مرا نمی بردید و تنهایم گذاردید) من می خواهم با شما و به کمک شما درمان و معالجه نمایم در حالی که خود شما درد من هستید، عیناً مانند کسی که می خواهد خاری را از بدن خود با خار دیگری در آورد... پس من چگونه می توانم با شما که درد من هستید دردم را معالجه کنم.... بار پروردگارا! طبیبان و حاذقان، معالجه امراض از مداوای این درد جانکاه عاجز شدند.(771)

650- خلیفه و حاکم مظلوم!

ابوعون می گوید: زنی از طایفه بنی عبس در حالی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر منبر بودند در نزد آن حضرت آمد و گفت: ای امیرمؤمنان (علیه السلام) سه چیزند که دلها را در اضطراب انداخته و آنها را در غم فرو برده است؛ حضرت فرمودند: آنها چیستند؟
زن گفت: رضایت دادن و تسلیم شدن تو در امر حکمیت، و اختیار کردن تو؛ پستی و زبونی را، و فریاد و جزع بر آوردن؛ تو در مواقع ابتلائات و حوادث.
حضرت فرمود: ای وای بر تو، تو زن هستی و برو در خانه خود بنشین و به کار خود مشغول باش (تو را با این مسائل چه کار) زن گفت: سوگند به خدا هیچ نشستی نیست مگر در سایه شمشیرها.(772)

651- خبر شهادت در خارج از کوفه

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هشام بن عبدالملک از پدرم (امام باقر (علیه السلام) پرسید: یابن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به من خبر دهید که در آن شبی که علی (علیه السلام) کشته شد؛ مردم دور دست از شهر کوفه که علی (علیه السلام) در آن بود چگونه کشته شدن او را فهمیدند؟ و علامت کشته شدن علی (علیه السلام) برای مردم چه بود؟ آیا علامتی در کشته شدن او بود؟ پدرم به هشام فرمود: در آن شبی که علی (علیه السلام) به شهادت رسید هیچ سنگی را از روی زمینی بر نمی داشتند مگر آنکه در زیر آن خون تازه یافت می شد تا هنگامی که فجر طلوع کرد و صبح صادق ظاهر شد و نیز همین طور بود شبی که هارون برادر موسی مفقود الاثر شد و همچنین شبی که یوشع بن نون کشته شد و نیز شبی که در آن عیسی بن مریم به آسمان برده شد و هم چنین شبی که در آن حسین (علیه السلام) کشته شد.(773)