هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

646- بیعت شکنان جمل

مروان که پس از قتل عثمان با علی (علیه السلام) بیعت کرده بود در جنگ جمله به اسارت لشکریان حضرت امیر (علیه السلام) در آمد. حسنین علیهم السلام به علی (علیه السلام) گفتند: که او با شما می خواهد بیعت کند حضرت فرمود: مگر بعد از قتل عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت او نیازی نیست که پیمان شکن است و غدار - با دستی چون دست جهود - (767) بلاذری از مروان نقل کرده که بعد از جمل به امام علی (علیه السلام) گفت: من جز آنکه مجبورم کنی با تو بیعت نمی کنم.(768)
با این وضع امام به عکس خلفای قبل و بعد از خود کسی را بر بیعت با خود مجبور نکرد لذا عدی بن حاتم نیز نزد معاویه گفت: که علی (علیه السلام) هیچ کسی را بر بیعت با خود مجبور نکرد.(769)

647- دوست با وفا

یکی از پیروان علی (علیه السلام) در اثر غفلتی دزدی کرد و آن حضرت هم فوراً حد الهی را در حق وی جاری کرد و دست او را قطع نمود وی بدون احساس نگرانی؛ دست قطع شده خود را بدست چپ خود گرفت و حرکت کرد در بین راه ابن الکواء (یکی از خوارج) با اینکه می دانست دست او را علی (علیه السلام) قطع کرده؛ خواست از این جریان بر ضد آن حضرت بهره برداری کند، از این رو جلو آمده با یک لحن دلسوزانه ای گفت: بیچاره کی دست تو را اینطور قطع کرده؟ او هم بر خلاف انتظار ابن کواء با قیافه ای گشاده و بیان جدی گفت: دست مرا قطع کرد بهترین اوصیاء پیغمبر (علیه السلام) پیشوای سفید رویان؛ اختیار دار مؤمنین؛ علی بن ابیطالب (علیه السلام) پیشوای هدایت... پیشی گیرنده به بهشت پر نعمت رزم کننده با شجاعان کفر و ستم؛ انتقام گیرنده از خودسران؛ زکات دهنده... راهنمای به سعادت؛ راستگو؛ شجاع مکی؛ بزرگوار وفادار...
ابن کوا از گفتار او سخت در شگفت شده گفت: وای بر تو، او دست تو را قطع کرده تو در عوض این طور از او تعریف و تمجید می نمایی؟ وی در جواب او گفت: چطور از او تمجید نکنم در صورتی که دوستی آن حضرت با خون و گوشت من آمیخته شده و اضافه کرد علی (علیه السلام) نبرید دستم را مگر برای حقی که خداوند قرار داده بود.(770)

648- همراه فقیران

احمد بن حنبل در مسند از طبایع ابن رفیع نقل می کند که می گفت: روزی نزد حضرت امیر (علیه السلام) بودم دیدم کیسه ای برای حضرت آوردند، در آن کیسه بسته و مهر شده بود. وقتی حضرت کیسه را باز کرد، دیدم داخل آن قطعات خشک نان است که حضرت با آب آنها را نرم می نمود از حضرت سؤال کردم: که یا علی (علیه السلام) دلیل مهر کردن کیسه ای که چنین خوراکی مختصری دارد چیست؟ حضرت با لبخندی فرمود: مهرش می کنم چون بچه هایم سعی می کنند جای این نوع نان؛ نرم و چرپ بگذارند، ابن ابی رفیع می گوید: پرسیدم: یا علی (علیه السلام) خداوند شما را مانع شده است که غذای بهتری میل نمائید؟ حضرت جواب داد: نه؛ ولی می خواهیم غذایی داشته باشیم که فقیرترین مردم حکومت در قلمرو من بتوانند لااقل روزی یکبار در زندگی فراهم کنند؛ من زمانی وضع غذای خود را بهبود می بخشم که معیار زندگی آنها را بهتر کرده باشم من می خواهم مثل آنها زندگی کنم.