هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

644- صورت برزخی وصی موسی

از عبایة بن ربعی اسدی روایت شده که گفت: بر امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد شدم و دیدم که در نزد آن حضرت مردی با صورتی شکسته و لباس ژنده نشسته و حضرت با او مشغول گفتگو بودند چون آن مرد برخاست و رفت؛ عرض کردم: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) این مرد که بود فرمود: یوشع بن نون وصی حضرت موسی (علیه السلام)(765).

645- علم داشتی ولی...

بعد از شکست اصحاب جمل؛ در میان کشتگان عبور می کرد تا اینکه به کشته کعب بن سورة قاضی شهر بصره رسید آنگاه دستور داد او را بنشانند، حضرت به او فرمود: ای وای بر تو؛ ای کعب علم و دانش داشتی ولی برای تو سودی نداشت و شیطان تو را گمراه کرد و به آتش دوزخ فرستاد.(766)

646- بیعت شکنان جمل

مروان که پس از قتل عثمان با علی (علیه السلام) بیعت کرده بود در جنگ جمله به اسارت لشکریان حضرت امیر (علیه السلام) در آمد. حسنین علیهم السلام به علی (علیه السلام) گفتند: که او با شما می خواهد بیعت کند حضرت فرمود: مگر بعد از قتل عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت او نیازی نیست که پیمان شکن است و غدار - با دستی چون دست جهود - (767) بلاذری از مروان نقل کرده که بعد از جمل به امام علی (علیه السلام) گفت: من جز آنکه مجبورم کنی با تو بیعت نمی کنم.(768)
با این وضع امام به عکس خلفای قبل و بعد از خود کسی را بر بیعت با خود مجبور نکرد لذا عدی بن حاتم نیز نزد معاویه گفت: که علی (علیه السلام) هیچ کسی را بر بیعت با خود مجبور نکرد.(769)