هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

638- علی (علیه السلام) در کربلا

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در سفری چون به زمین کربلا رسید نگاهی به زمین کربلا نمود و فرمود:
مناخ رکاب مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان من قبلهم و لا یلحقهم من بعدهم؛ (در این سرزمین، محل خواب گاهی می شود از سوارانی؛ و محل کشتاری از عاشقین؛ و در این زمین شهیدانی می باشند که گذشتگان از آنان پیشی ندارند و آیندگان هم به مقام این شهدای کربلا نمی رسند.(759)

639- توصیف مرگ

امام حسین (علیه السلام) فرمود: روزی شخصی به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) عرض کرد: یا علی (علیه السلام) مرگ را برایم وصف کن. حضرت فرمود: با مرد آگاهی روبرو شده اید، مرگ یکی از سه امری است که بر آدمی وارد می شود؛ یا نوید و بشارت به نعمتهای جاودان است و یا خبری است به عذاب همیشگی و یا اندوهگین نمودن و ترسانیدن است، کار شخص محتضر مبهم یم باشد زیرا نمی داند جزو کدامیک از این سه گروه خواهد بود؛ اما انسانی که دوستدار و مطیع ما باشد به نعمتهای جاودان نوید داده شده و دشمنانی که با ما سر ستیز دارند عذاب ابدی در پیش خواهند داشت و اما آن کس که وضعش معلوم نیست و نمی داند سرانجامش چه خواهد شد؛ مؤمنی است که به زیان خود زیاده روی نموده و مشخص نیست سرانجامش به کجا خواهید کشید خبر مبهم و ترسناکی به او می رسد ولی خداوند هرگز او را با دشمنان ما برابر نخواهد کرد و به شفاعت ما؛ او را از جهنم بیرون می آورد پس کار نیک انجام دهید و خدا را اطاعت کنید مطمئن نباشید و سزای گناه را از طرف خدا ناچیز نشمارید زیرا شفاعت شامل حال مسرفین نخواهد شد مگر بعد از سیصد هزار سال.(760)

640- مرد، مردان عالم

عوانه می گوید: وقتی لشگریان حضرت علی (علیه السلام) در جنگ جمل سیاه گمراه عایشه را شکست داده و جنگ به پایان رسید. حضرت علی (علیه السلام) به عایشه فرمود: ای حمیرا، کار خدا را با خود چگونه دیدی؟ عایشه جواب داد: یا علی (علیه السلام) اکنون که بر ما تسلط یافتی (در اسارت تو هستم) یعنی: جوانمردی و نما و مرا ببخش!(761)