هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

632- علی (علیه السلام) و فروش شمشیر

روزی حضرت علی (علیه السلام) به بازار رفت و شمشیر خود را در معرض فروش قرار داد و فرمود: به خدا قسم اگر پول یک لباس را داشتم این شمشیر را که بارها غم و اندوه را از چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زدوده است نمی فروختم.(752)

633- علی (علیه السلام) و بیت المال

هارون بن عنتره گفت: پدرم برایم گفت: که من در یکی از روستاهای نزدیک نجف بنام خورنق خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسیدم و دیدم که لباس کهنه ای در بر دارد و از سرما می لرزد به او گفتم: ای امیرمؤمنان! خداوند بیت المال را در اختیار تو قرار داده و معامله ای می کنی؟ آن حضرت فرمود: به خدا قسم من از اموال شما هیچ استفاده ای (شخصی) نکرده ام و این لباسی را که بر تن می بینی با خودم از مدینه آورده ام و غیر از این هم چیزی ندارم.(753)
هارون می گوید: من با صدای بلند گفتم: یا علی (علیه السلام) هوا سرد است، خیل هم سرد است این سرما انکارپذیر نیست. حضرت تبسمی کرد و گفت: راست می گویی هوا سرد است من سرما هوا را احساس می کنم، من سرما را انکار نمی کنم... ولی هوا هر چه سرد باشد از صبر و شکیبایی من زیادتر نیست من می توانم بر سرمای بیشتری هم بردبار و شکیبا باشم.

634- دستور حکومتی به فرمانداران

امام متقین حضرت علی (علیه السلام) در دستور کاری خود که به مالک اشتر داده است او را در واگذاری مدیریتها به افراد چنین دستور می دهند: واجعل لراس کل امر من امورک راسا منهم لا یقهره کبیرها و لا یتشتت علیه کثیرها(754) ای مالک، برای هر کاری از کارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی خود مدیر و رئیسی را تعیین کن مدیری که دارای این دو ویژگی باشد:
1- بزرگی و عظمت کار، او را ناتوان و مغلوب نسازد. 2- زیادی و تراکم کار، او را پریشان و رنجورش ننماید.
و در نامه ای دیگر که علی (علیه السلام) به قثم بن عباس فرماندار مکه می فرماید: طبق یک سلسله گزارشات مطمئن جمعی از مزدوران و فریب خوردگان حکومت معاویه برای تبلیغات سوء و ایجاد شکاف و درگیری ما بین مسلمانان در ایام حج به مکه اعزام شده اند تو باید به این تذکرات عمل کنی:
895 شروع و اتمام 930
فاقم علی ما فی یدیک قیام الحازم الصلیب... و لا تکن عند النعماء بطرا و لا عند الباساء فشلاً؛ در برابر این توطئه ی خائنانه باید: 1- در مسند مدیریت و حکومت مکه که به تو واگذار شده است، سخت مقام و پایدار باشی، مقاومتی مداوم همراه با درایت و لطافت.
2- در چنین شرایطی اسیر دست خوشیهای فراوان نشوی که نتیجه ای جز غفلت و فراموشی و سرکشی و خود بزرگ بینی نخواهد داشت.
3- به هنگام هجوم سختیها و ناگواریها دلباخته و هراسان مباش که در مدیریت خود با شکست و ناکامی روبرو خواهی شد.