هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

604- نامه معاویه به علی (علیه السلام)

معاویة بن ابوسفیان در عصر خلافت حضرت علی (علیه السلام) پس از بروز جنگ صفین برای آن حضرت نامه ای نوشت که در ضمن آن نامه چهار مطلب زیرا را مطرح کرده بود:
1- اینکه سرزمین شام را به من واگذار کن تا رهبری آن را خودم به عهده بگیرم.
2- ادامه جنگ (صفین) موجب خونریزی زیاد و موجب نابودی عرب خواهد شد، آن را متوقف کن.
3- ما هر دو طرف در مورد جنگ برابر هستیم و هر دو طرف مسلمانند و شخصیتهای اسلامی در هر دو سو وجود دارند.
4- ما هر دو از فرزندان عبد مناف (جد سوم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم و بر یکدیگر برتری نداریم. بنابراین هنوز جای آن هست که از گذشته پشیمان شویم و آینده خود را اصلاح نماییم. امام علی (علیه السلام) در پاسخ به معاویه، تک تک موارد سخن او را جواب داد و آن این بود که فرمود:
1- اینکه خواسته ای سرزمین شام را به تو واگذارم، آگاه باش من چیزی را که دیروز از تو منع کردم امروز به تو نخواهم بخشید (حکومت الهی امروز و دیروز ندارد).
2- اینکه نوشته ای جنگ موجب نابودی عرب می شود، بدان که اگر آن کس که در جنگ کشته شده طرفدار حق است جایگاهش بهشت می باشد و اگر طرفدار باطل است در آتش خواهد بود.
3- اینکه ادعا کردی در جنگ و جنگاوران من و تو جایگاهی مساوی داریم، چنین نیست زیرا تو در شک به درجه من در یقین نرسیده ای و اهل شام حریصتر از اهل عراق به آخرت نیستند.
4- اما اینکه گفته ای ما همه از فرزندان عبد مناف هستیم، آری چنین است ولی امیه جد تو مانند برادرش هاشم جد من نیست و حرب جد تو مانند عبدالمطلب جد من نیست و ابوسفیان پدر تو مانند ابوطالب پدر من نیست و هرگز مهاجران مانند اسیران (کفار در فتح مکه) که آزاد شده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند، و فرزندان صحیح النسب همانند منسوب به پدر نیستند و حق پرست همانند باطل پرست و مؤمن همانند مفسد نخواهد بود... وانگهی افتخار و برتری مقام نبوت در اختیار ماست که با آن عزیزان را ذلیل و ذلیلان را ارجمند ساختیم...(722)

605- علی (علیه السلام) و یتیمان

حبیب بن ابی ثابت می گوید: روزی مقداری عسل به بیت المال آوردند حضرت علی (علیه السلام) دستور داد یتیمان را حاضر کردند موقعی که عسل را بین نیازمندان تقسیم می فرمود: خود شخصاً به دهان یتیمان عسل می گذارد. بعضی گفتند: ای امیرمؤمنان این عمل برای چیست؟ حضرت فرمود: امام پدر یتیمان است. عسل به دهان یتیم می گذارم و به جای پدران از دست رفته آنها، عطوفت پدری می کنم.(723)
(نقل شده پیر مردان عصر علی (علیه السلام) وقتی این گونه عواطف امام گونه، را از آن حضرت مشاهده می کردند به حسرت می گفتند: ای کاش ما نیز بچه یتیمی بودیم تا حضرت با دستان مبارک خود عسل در دهان ما نیز می گذاشت).

606- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از ناکثین و قاسطین و مارقین می گوید:

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: ای علی (علیه السلام) به زودی با عهد شکنان، گمراهان و خارج شدگان از دین جنگ خواهی کرد. عرض کردم یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ناکثین (پیمان شکنان) کیانند؟ فرمود: طلحه و زبیر و (عایشه) که در حجاز با تو بیعت می کنند و در عراق پیمان می شکنند و هر گاه این کار را کردند با آن ها جنگ کن. زیرا در قتال و جهاد با آنها پاکیزگی برای اهل زمین است. عرض کردم یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قاسطین (گمراهان) کیانند؟ فرمود: معاویه و یارانش، عرض کردم: آنها که از دین بیرون می روند (مارقین) کیایند؟ فرمود: یاران ذی الثدیه (724) (پستاندار) و آنها هستند که از دین بیرون می روند همانطور که تیر از کمان خارج می شود پس آنها را بکش چون در کشتار آنان گشایش و فرج برای اهل زمین و عذابی فوری بر آنها و ذخیره ای (ثوابی) برای تو در قیامت در نزد خداست... یا علی (علیه السلام) تو پیمان مرا رعایت کرده و بر طریقه من کارزار می کنی و امت من با تو مخالفت خواهند کرد.(725)