هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

603- توجیه گر؛ مکار و پاسخ امام علی (علیه السلام)

در جریان جنگ صفین که بین سپاه امام علی (علیه السلام) و سپاه معاویه در گرفت و هجده ماه طول کشید عمار یاسر صحابی بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جزء سپاه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) بود. مسلمانان همه می دانستند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به عمار فرمود: تقتلک الفئة الباغیة؛ گروه ستمگر و متجاوز تو را می کشند.
عمار در جنگ صفین به شهادت رسید و برای آنان که در شک و تردید بودند ثابت شد که معاویه و پیروانش جمعیت ستمگر و یاغی را تشکیل می دهند زیرا آنها عمار یاسر را کشتند، معاویه به غلط اندازی و توجیه گری پرداخت و اعلام کرد که علی (علیه السلام) عمار یاسر را کشته است زیرا علی (علیه السلام) او را به میدان جنگ فرستاده و سبب کشتن او شده است و با این توجیه گری گروهی را فریب داد و اغفال کرد وقتی که علی (علیه السلام) از این توطئه با خبر شد در پاسخ به این غلط اندازی فرمود: اگر سخن معاویه درست باشد پس حضرت حمزه را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کشته است زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را به میدان فرستاد. عبدالله پسر عمر و عاص همین پاسخ علی (علیه السلام) را به معاویه گفت: معاویه به قدری خشمگین گردید که به عمر و عاص گفت: فرزند احمق خود را از این مجلس بیرون کن.(721)

604- نامه معاویه به علی (علیه السلام)

معاویة بن ابوسفیان در عصر خلافت حضرت علی (علیه السلام) پس از بروز جنگ صفین برای آن حضرت نامه ای نوشت که در ضمن آن نامه چهار مطلب زیرا را مطرح کرده بود:
1- اینکه سرزمین شام را به من واگذار کن تا رهبری آن را خودم به عهده بگیرم.
2- ادامه جنگ (صفین) موجب خونریزی زیاد و موجب نابودی عرب خواهد شد، آن را متوقف کن.
3- ما هر دو طرف در مورد جنگ برابر هستیم و هر دو طرف مسلمانند و شخصیتهای اسلامی در هر دو سو وجود دارند.
4- ما هر دو از فرزندان عبد مناف (جد سوم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم و بر یکدیگر برتری نداریم. بنابراین هنوز جای آن هست که از گذشته پشیمان شویم و آینده خود را اصلاح نماییم. امام علی (علیه السلام) در پاسخ به معاویه، تک تک موارد سخن او را جواب داد و آن این بود که فرمود:
1- اینکه خواسته ای سرزمین شام را به تو واگذارم، آگاه باش من چیزی را که دیروز از تو منع کردم امروز به تو نخواهم بخشید (حکومت الهی امروز و دیروز ندارد).
2- اینکه نوشته ای جنگ موجب نابودی عرب می شود، بدان که اگر آن کس که در جنگ کشته شده طرفدار حق است جایگاهش بهشت می باشد و اگر طرفدار باطل است در آتش خواهد بود.
3- اینکه ادعا کردی در جنگ و جنگاوران من و تو جایگاهی مساوی داریم، چنین نیست زیرا تو در شک به درجه من در یقین نرسیده ای و اهل شام حریصتر از اهل عراق به آخرت نیستند.
4- اما اینکه گفته ای ما همه از فرزندان عبد مناف هستیم، آری چنین است ولی امیه جد تو مانند برادرش هاشم جد من نیست و حرب جد تو مانند عبدالمطلب جد من نیست و ابوسفیان پدر تو مانند ابوطالب پدر من نیست و هرگز مهاجران مانند اسیران (کفار در فتح مکه) که آزاد شده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستند، و فرزندان صحیح النسب همانند منسوب به پدر نیستند و حق پرست همانند باطل پرست و مؤمن همانند مفسد نخواهد بود... وانگهی افتخار و برتری مقام نبوت در اختیار ماست که با آن عزیزان را ذلیل و ذلیلان را ارجمند ساختیم...(722)

605- علی (علیه السلام) و یتیمان

حبیب بن ابی ثابت می گوید: روزی مقداری عسل به بیت المال آوردند حضرت علی (علیه السلام) دستور داد یتیمان را حاضر کردند موقعی که عسل را بین نیازمندان تقسیم می فرمود: خود شخصاً به دهان یتیمان عسل می گذارد. بعضی گفتند: ای امیرمؤمنان این عمل برای چیست؟ حضرت فرمود: امام پدر یتیمان است. عسل به دهان یتیم می گذارم و به جای پدران از دست رفته آنها، عطوفت پدری می کنم.(723)
(نقل شده پیر مردان عصر علی (علیه السلام) وقتی این گونه عواطف امام گونه، را از آن حضرت مشاهده می کردند به حسرت می گفتند: ای کاش ما نیز بچه یتیمی بودیم تا حضرت با دستان مبارک خود عسل در دهان ما نیز می گذاشت).