هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

583- ایرانیان حاکم می شوند و...

روزی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بر فراز منبر مشغول موعظه مردم بود در آن حال مردی نزد حضرت رسید و آهسته در گوش امام مطلبی را گفت که آثار خشم در صورت آن حضرت پدیدار شد، آنگاه حضرت سکوت کرد.
ناگاه اشعث بن قیس از سر و کله مردم بالا رفت و با سرعت خود را نزدیک منبر امام رساند و عرض کرد: یا علی (علیه السلام) این سرخرها (ایرانیان) در مقابل روی شما بر ما چیره و غالب شدند ولی شما از آنها جلوگیری نمی کنید.
صعصعة بن صوحان که یکی از یاران باوفای امام بود با شنیدن این اهانت دست به پشت اشعث زد و گفت: (انا لله و انا الیه راجعون).
...امام (علیه السلام) در حالیکه از گفتار اشعث سخت عصبانی شده بود به موعظه مردم ادامه داد و فرمود:
این شکم کنده ها خودشان روزها در بستر نرم استراحت می کنند و آنان (ایرانیان) روزی های گرم بخاطر خدا فعالیت می نمایند و عربها از من می خواهند که آنها (ایرانیان) را از خود طرد و دور کنم، تا از ستمکاران باشم. سوگند به ایزد متعال که دانه را شکافته و آدمی را آفریده از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: والله لضربنکم علی الدین عوداً کما ضربتمو هم علیه بد؛ بخدا سوگند همچنانکه در آغاز، شما پیروز و حاکم بر ایرانیان می شوید. در آینده ایرانیان نیز حاکم و بر شما و غالب گردند و شما را سرکوب خواهند نمود.(697)

584- رعایت حقوق غلامان

امام باقر (علیه السلام) فرمود: که حضرت علی (علیه السلام) در ایام خلافت با غلام خود قنبر برای معامله به بازار بزازها، آمد به مرد کاسبی فرمود دو لباس داری به من بفروشی؟ مرد کاسب عرض کرد: بلی! ای پیشوای مسلمین جنسی را که احتیاج داری نزد من موجود است. حضرت وقتی متوجه شد که مرد کاسب او را شناخته و به عنوان امیرالمؤمنین (علیه السلام) خطابش کرده است با او معامله نکرد و از در دکان او گذشت و در مقابل بزاز دیگری که جوانتر بود توقف کرد و دو لباس از او خرد یکی را به سه درهم و دیگری را به دو درهم. پس به قنبر فرمود: پیراهن سه درهمی را تو بردار. قنبر عرض کرد: مولای من، شایسته تر آن است که شما لباس سه درهمی را بپوشید زیرا منبر می روی و با مردم سخن می گویی و باید لباس شما بهتر باشد. حضرت فرمود: تو جوانی و مانند سایر جوانان به تجمل و زیبائی رغبت بسیاری داری به علاوه من از خدای خود حیا می کنم که لباسم از تو بهتر باشد زیرا از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به آنان همان لباسی را بپوشانید که خود می پوشید و همان غذا را بخورانید که خود می خورید.(698) لذا وقتی آن حضرت دو پیراهن می خرید یکی را که بهتر بود به قنبر مستخدم خود می داد و پیراهن دیگر را که آستینش بلند بود برای خود بر می داشت و زیادی آستین آن را پاره می کرد و پیراهن آستین پاره را بر تن خود می کرد.(699)

585- تبعیت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

یکی از اصحاب حضرت علی (علیه السلام) بنام سوید ابن غفلة نقل می کند، روزی بعد از ظهر موقع صرف غذا حضور علی (علیه السلام) شرفیاب شدم دیدم حضرت کنار سفره نشسته و نان خشکی در دست آن حضرت است که سبوسهای جو در آن آشکار بود نزد خدمتگذار آن حضرت رفته و گفتم: یا فضه الاتتقین الله فی هذا الشیخ؟
ای فضه! چرا مراعات حال این پیرمرد را نمی کنید؟ چرا نان از آرد الک نکرده به او می دهید که این اندازه سبوس دارد؟ فضه گفت: خود آن حضرت دستور داده که نانش از آرد الک نکرده باشد، او نقل می کند مجدد حضور حضرت آمدم و سخن فضه را به عرض امام رساندم. معلوم شد علی (علیه السلام) این روش را نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرا گرفته و فرمود: (بابی و امی من لم ینخل طعام) پدر و مادرم فدای او (رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم) باد که نانش از آرد الک نکرده بود.(700)