هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

574- رشوه برای علی (علیه السلام)

اشع بن قیس برای پیروزی بر طرف دعوای خود در محکمه عدل علی (علیه السلام) متوسل به رشوه شد و شبانه ظرفی پر از حلوای لذیذ به در خانه علی (علیه السلام) آورد و نام آن را هدیه گذاشت. علی (علیه السلام) بر آشفت و فرمود: سوگواران بر عزایت اشک بریزند آیا با این عنوان آمده ای که مرا فریب دهی و از آئین حق بازداری؟ به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانها است به من بدهند که پوست جوی از دهان مورچه ای به ظلم بگیرم هرگز این کار را نخواهم کرد، دنیای شما از برگ جویده ای در دهان ملخ برای من کم ارزش تر است علی را با نعمتهای فانی و لذتهای زودگذر چه کار...(681)

575- اخلاق حکومتداری

علی (علیه السلام) در زمان تصدی خلافت خود روزی بهمراه اصحاب خود از کوچه ای می گذشتند، پیر مرد مسیحی را دیدند که مشغول گدایی است. حضرت پرسیدند: این واقعه ناگوار و ناپسند چیست؟ در پاسخ عرض کردند: یا علی (علیه السلام) این مرد نصرانی است. قالوا: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) نصرانی. امام فرمود: هنگام جوانی؛ او را به کار گرفتید ولی در هنگام ناتوانی او را رها نمودید. سپس دستور دادند که او را از بیت المال مسلمین اداره کنند.(682) فقال (علیه السلام) استعملتوه حتی اذا کبر و عجز منعتموه انفقوا علیه من بیت المال
لذا این روش علی (علیه السلام) بود که مسیحیان اردن در وقت ورود لشکریان اسلام به آن سرزمین به فرمانده لشکر اسلام می نویسند: شما مسلمانان در نزد ما از رومی ها محبوب ترید گر چه ما با آنان هم مذهبیم ولی شما نسبت به ما با وفاتر و رئوف تر و عادل ترید، رومیان بر ما حکومت کردند ولی اموال و خانه های ما را از ما غاصبانه گرفتند.(683)
دیباچه ی مروت و دیوان معرفت - لشکر کش فتوت و سردار اتقیا(684)

576- عبور امام علی (علیه السلام) از کنار کاخ مدائن (685)

روزی امیرمؤمنان (علیه السلام) به قصد سرزمین صفین برای مبارزه با فرماندهان ظلم و جنایت کار معاویه از کنار این ایوان گذشت و بقایای عظیم حکومت ساسانیان را مشاهده کرد یکی از همراهان امام از روی عبرت این شعر را خواند:
جرت الریاح علی رسوم دیارهم - فکانهم کانوا علی میعاد
یعنی: باد بر ویرانه های خانه هایشان می وزد گویا آنها فقط چند روزی نوبت داشتند که در این تالار بنشینند و گذاشتند و گذشتند.
علی (علیه السلام) فرمود: چرا این آیات را نخواندی کم ترکوا من جنات...(686).
چه بسیار باغها و چشمه سارها و کشتزارها و جایگاهی ارجمند و نعمتی که در آن شادمان بودند، بجا گذاشتند این چنین است رسم روزگار که ما آنها را به قومی دیگر میراث دادیم، آنگاه آسمان و زمین بر آنها نگریست و از مهلت دادگان نبودند
سپس امام فرمود: براستی اینها وارث ملک پیشینیان بودند ولی طولی نکشید که دیگران وارث آنها شدند، نعمت های الهی را سپاسگزار نکردند، در حال معصیت، دنیا از آنان ربوده شد، ای مردم کفران نعمت نکنید تا مبادا بر شما نقمت (و بلا) فرود آید.(687)