هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

573- پیراهن وصله ای

علی (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دنیا را بدرود گفت، و کسی بود که طی شصت و سه سال زندگی خشتی بر خشت دیگر نگذاشته بود و ما هم به دنبال وی راه می پوییم ما هم هدف او را همی می جوییم:
والله لقد رقعت مدرعتی هذه حتی استحیت من راقعها
آنقدر بر این جبه (لباس) که به تن دارم وصله دوخته ام، که از وصله کاریش شرم دارم، به من می گویند جبه ای از نو بدست آور، زیرا این جبه سراسرش وصله ای است دیگر پوشیدنی نیست ولی من بدو چنین پاسخ داده ام.
بگذار این شب تیره به پایان رسد تا در روشنایی روز، قلب های روشن از دلهای تیره آشکار شود.(680)

574- رشوه برای علی (علیه السلام)

اشع بن قیس برای پیروزی بر طرف دعوای خود در محکمه عدل علی (علیه السلام) متوسل به رشوه شد و شبانه ظرفی پر از حلوای لذیذ به در خانه علی (علیه السلام) آورد و نام آن را هدیه گذاشت. علی (علیه السلام) بر آشفت و فرمود: سوگواران بر عزایت اشک بریزند آیا با این عنوان آمده ای که مرا فریب دهی و از آئین حق بازداری؟ به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانها است به من بدهند که پوست جوی از دهان مورچه ای به ظلم بگیرم هرگز این کار را نخواهم کرد، دنیای شما از برگ جویده ای در دهان ملخ برای من کم ارزش تر است علی را با نعمتهای فانی و لذتهای زودگذر چه کار...(681)

575- اخلاق حکومتداری

علی (علیه السلام) در زمان تصدی خلافت خود روزی بهمراه اصحاب خود از کوچه ای می گذشتند، پیر مرد مسیحی را دیدند که مشغول گدایی است. حضرت پرسیدند: این واقعه ناگوار و ناپسند چیست؟ در پاسخ عرض کردند: یا علی (علیه السلام) این مرد نصرانی است. قالوا: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) نصرانی. امام فرمود: هنگام جوانی؛ او را به کار گرفتید ولی در هنگام ناتوانی او را رها نمودید. سپس دستور دادند که او را از بیت المال مسلمین اداره کنند.(682) فقال (علیه السلام) استعملتوه حتی اذا کبر و عجز منعتموه انفقوا علیه من بیت المال
لذا این روش علی (علیه السلام) بود که مسیحیان اردن در وقت ورود لشکریان اسلام به آن سرزمین به فرمانده لشکر اسلام می نویسند: شما مسلمانان در نزد ما از رومی ها محبوب ترید گر چه ما با آنان هم مذهبیم ولی شما نسبت به ما با وفاتر و رئوف تر و عادل ترید، رومیان بر ما حکومت کردند ولی اموال و خانه های ما را از ما غاصبانه گرفتند.(683)
دیباچه ی مروت و دیوان معرفت - لشکر کش فتوت و سردار اتقیا(684)