هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

565- روباهی در چنگ شیر

معروف است که در جنگ صفین عمر و عاص (دومین نفر از حکمت معاویه که حیله گری ناپاک بود) به میدان جنگ آمد، امام علی (علیه السلام) به او حمله کرد او خود را سخت در تنگنا دید لذا پا به فرار گذاشت ولی مشاهده کرد که علی (علیه السلام) مثل برق توفنده به سوی او می آید، خود را به زمین انداخت و یک پای خود را بلند کرد و عورتش کشف شد، علی (علیه السلام) از او رو برگرداند و او با این حیله فرار کرد. مدتها از جنگ صفین گذشت، روزی عمر و عاص نزد معاویه آمد معاویه تا او را دید خندید، عمر و عاص گفت: چرا می خندی؟
معاویه گفت: به یاد شمشیر پسر ابوطالب (علیه السلام) افتادم که در بالای سر تو قرار گرفته بود، تو با حیله آنچنانی از دست او گریختی.
عمر و عاص گفت: ای معاویه آیا مرا سرزنش و مسخره می کنی؟ بلکه عجیب تر از این روزی بود که علی (علیه السلام) تو را به مبارزه طلبید تو رنگ باختی و تعادل خود را از دست دادی و حنجره ات باد کرد، سوگند به خدا اگر به میدان علی (علیه السلام) می رفتی گوشهایت از شدت درد می سوخت و فرزندانت یتیم می شدند و سلطنتت فرو می پاشید آنگاه اشعاری خواند. معاویه گفت: آرام باش و ادامه نده. عمر و عاص گفت: خودت باعث شدی که من این مطالب را بگویم.(670)

566- غذای حاکم ممالک اسلامی!

عقبه بن علقمه روایت کرده که بر علی (علیه السلام) وارد شدم، پیش رویش دوغ ترشی نهاده بود که ترشی و پر آبی آن آزارم می داد. عرض کردم: آیا از این دوغ میل میل می کنید. امام فرمود: ای ابالخبوب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را دیدم که که از این بدتر می خورد و از لباس من خشن تر می پوشید من بیم آن دارم اگر کاری که او انجام می داده انجام ندهم به او ملحق نشوم.(671)

567- چقدر فاصله اینها کم است

روزی امیرمؤمنان علی (علیه السلام) از میدان جنگ صفین به سوی کوفه می آمد نزدیکی کوفه کنار جاده قبرستان کوفه قرار داشت. آن حضرت در آنجا توقف کرد و ضمن سخنانی اشاره ای نیز به قبرستان نمود و فرمود هذه کفات الاموات؛ اینجا منازل و محل سکونت مردگان است سپس به خاکهای کوفه نگریست و اشاره کرد و فرمود: هذه کفات الحیاه؛ اینجا خانه ها و محل سکونت زندگان است.
شاید منظور حضرت این بوده که فاصله بین زندگی و مردم و محل سکونت مرده ها با زنده ها چندان فاصله ای ندارد بلکه شاید مردم عبرت گیرند.(672)