هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

562- فرمانده دانا

عدی بن حاتم می گوید: در جنگ صفین از حضرت علی (علیه السلام) شنیدم که با صدای بلند فرمود: سوگند به خدا حتماً معاویه و اصحابش را به قتل می رسانم. ولی در آخر گفتارش آهسته فرمود: انشاءالله، من نزدیک آن حضرت بودم به آن حضرت عرض کردم ای امیرمؤمنان (علیه السلام) تو سوگند یاد کردی که معاویه و یارانش را می کشی، ولی آهسته گفتی ان شاء الله. علی (علیه السلام) فرمود: (ان الحرب خدعه) البته جنگ یک نوع خدعه است؛ من در نزد مؤمنان دروغ نمی گویم خواستم یارانم را بر دشمنان بشورانم و روحیه بدهم.
بدان که وقتی خداوند موسی (علیه السلام) را همراه با برادرش به سوی فرعون فرستاد؛ فرمود: ای موسی و هارون نزد فرعون طاغی بروید با نرمش با او سخن بگویید شاید متذکر شود و یا از خدا بترسد(666)
با اینکه خداوند می دانست که فرعون نه متذکر می شود و نه از خدا می ترسد ولی این فرمان خدا از این رو بود که موسی را برای رفتن نزد فرعون آماده؛ و تشجیع بیشتری کرده باشد.(667)

563- نفرین علی (علیه السلام)

شب جمعه و شب نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجرت، آخرین شب عمر امام علی (علیه السلام) بود، امام حسن (علیه السلام) می گوید: همراه پدرم علی (علیه السلام) به سوی مسجد رهسپار شدیم پدرم به من فرمود: پسرم امشب لحظه ای چرت مرا فرا گرفت در هماندم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر من آشکار شد. عرض کردم: ای رسول خدا چیست این مصائبی که از ناحیه امت تو، به من رسیده است؟ آنها به راه عداوت و انحراف افتاده اند.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: ادع علیهم؛ آنها را نفرین کن. من آن شب در مورد این امت (منحرف) چنین نفرین کردم:
الله ابدلنی بهم خیراً منهم و ایدلهم بی من هو شر منی؛ خدایا به عوض آنها، دیدار و همنشین با خوبان را، نصیب من گردان و به عوض من، بدان را بر آنها مسلط کن.(668)
سحرگاه همان شب نفرین امام علی (علیه السلام) به استجابت رسید.

564- نهی از گریه کردن بر شهید

جنگ صفین بزرگترین جنگ دوره خلافت امام علی ع بود در این جنگ بسیاری از سپاه علی (علیه السلام) به شهادت رسیدند بعد از اتمام جنگ که علی (علیه السلام) از جبهه به سوی کوفه می آمد از کنار خانه های قبیله شبا، می گذشت حضرت شنید که گریه زنهای آن قبیله برای شهیدانشان بلند است، در این هنگام یکی از سران این قبیله بنام حرب بن شرحبیل به حضور علی (علیه السلام) آمد آن حضرت به او فرمود: چنانکه دریافته ام زنان شما بر شما چیره شده اند آیا آنها را از این شیون و گریه نهی نمی کنید و باز نمی دارید.(669)