هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

547 - خانه ای در محله فانی و کوچه هلاک شدگان

شریح بن حارث، قاضی کوفه در زمان خلافت علی (علیه السلام) خانه ای برای خود به هشتاد دینار خرید این موضوع به علی (علیه السلام) گزارش شد. امام او را خواست و فرمود: به من گزارش شده که تو خانه ای به قیمت هشتاد دینار خریده ای و آن را قباله خود کرده ای.
شریح در پاسخ گفت: درست گزارش داده اند. امام نگاه خشم آلودی به او کرد و فرمود: ای شریح بزودی کسی (عزرائیل) به سوی تو می آید که نه به قباله ات می نگرد و نه به امضای آن؛ و نه به شهود و گواهان آن توجه می نماید، تو را از آن خارج می کند و تنها تو را در گودال قبر می گذارد... بعد حضرت ادامه داد: ای شریح، اگر هنگام خریداری خانه نزد من آمده بودی قباله ای برایت می نوشتم... که به خریدن خانه ای به یک درهم یا بیشتر نیز رغبتی نداشتی اما نسخه قباله ای که من می نوشتم این بود.
این چیزی است که بنده ای ذلیل از مرده ای که آماده کوچ است خریداری کرده است، این خانه ای است در سرای غرور و در محله فانی شدگان و در کوچه هلاک شوندگان قرار دارد این ملک از یک سو به آفات و بلاها اتصال دارد و سوی دیگرش به مصائب روی دارد و حد سومش به هوشهای نفسانی و حد چهارمی آن به اغوای شیطان منتهی می گردد... و شاهد این قباله عقل است آنگاه که از سلطه هوسها بیرون آید و از بند دنیا پرستی آزاد گردد.(645)

548- سیمای شیعیان

در یک شب مهتابی امام علی (علیه السلام) از مسجد کوفه بیرون آمد و به سمت صحرا حرکت کرد، گروهی از مسلمانان به دنبال امام حرکت کردند. امام ایستاد و به آنها رو کرد و فرمود: من انتم؛ شما کیستید؟ آنها عرض کردند:
نحن شیعتک یا امیرالمؤمنین؛ ما از شیعان تو هستیم ای امیرالمؤمنین
حضرت با دقت به چهره آنها نگاه کرد و آنگاه فرمود: چگونه است که سیما و نشانه شیعه را در چهره شما نمی بینم؟
آنها پرسیدند: سیما و نشانه شیعه شما چگونه است؟ حضرت فرمود:
صفر الوجوه من السهر، عمش العیون من البکاء، حدب الظهور من القیام، خمص البطون من الصیام، ذبل الشفاه من الدعاء، علیهم غبرة الخاشعین.
آنها 1- زرد چهره گانند بر اثر بیداری شب. 2- خراب چشمانند بر اثر گریه. 3- خمیده پشت بر اثر قیام. 4- تهی دل بر اثر روزه. 5- خشکیده لب بر اثر دعا هستند و گرد تواضع و فروتنی بر آنها نشسته است.(646)
روز حشرم از عصیان کی هراس و پروائیست - تا که بسته ام پیمان با علی عمرانی (647)

549- مرد صلاة و صیام و قیام

خوارج به عنوان اعتراض به حکومت امام علی (علیه السلام) در مسجد کوفه جمع می شدند و در نماز جماعت آن حضرت شرکت نمی کردند و گاهی هم با شعارهای تند و زننده مخالفت خود را علنی می ساختند. روزی حضرت علی (علیه السلام) در نماز صبح بود و ابن کوا (یکی از منافقان مشهور عصر امامت امام علی (علیه السلام)) این آیه را تلاوت کرد، و لقد اوحی الیک و الی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک و لتکونن من الخاسرین؛(648) به تو و همه پیامبران پیشین وحی شده که اگر مشرک شوی تمام اعمالت تباه می شود و از زیانکاران خواهی بود.
هدف او از خواندن این آیه این بود که به کنایه به آن حضرت در مورد قبول حکمیت در جنگ صفین اعتراض کند.
امام (علیه السلام) برای احترام به قرآن، سکوت کرد تا وی آیه را به پایان رسانید، سپس امام (علیه السلام) به ادامه قرائت نماز خود بازگشت ولی ابن کوا، کار خود را دو مرتبه تکرار کرد، باز امام سکوت کرد، و ابن کوا، برای سومین بار آیه را به گونه ای تلاوت کرد تا به نماز او لطمه ای وارد نشود.
فاصبر ان وعدالله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون؛ اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده خدا حق است و هرگز کسانی که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند(649).
و این اشاره به مجازات دردناک الهی است که در انتظار مخالفان و منافقان و افراد بی ایمان می باشد. سرانجام امام سوره نماز خود را تمام کرد و به رکوع رفت.(650)
مظهر کل، فاتح خیبر، امیرالمؤمنین - بندگی قنبرش فخر من و آبای من(651)