هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

528- راوی حدیث می گوید

راوی حدیث می گوید: علی (علیه السلام) را دیدم که یک درهم خرما خریداری کرد و خود شخصاً آن را حمل کرده و به منزل می برد بعضی از اصحاب از روی ارادت به رئیس مملکت عرض کردند: یا علی (علیه السلام)! اجازه فرمایید آنرا برای شما بیاوریم. حضرت در جواب فرمود: کسی که عائله دارد به حمل متاع خود شایسته تر است (619)

529- ستایش خلافت تأسف از شهادت

صعصعةبن صوحان یکی از همراهان و پیروان دائمی علی (علیه السلام) بود. لذا هنگامی که علی (علیه السلام) به خلافت رسید خطاب به آن حضرت گفت: زینت الخلافة و مازانتک و رفعتها و مارفعتک و هی الیک احوج منک الیها یعنی: تو با قبول خلافت به آن زینت بخشیدی و جلا دادی اما خلافت تو را زینت نبخشید و جلال نداد تو به خلافت رفعت دادی و مقامش را بالا بردی ولی خلافت به تو رفعت و مقام نداد و تو را بالا نبرد. خلافت به تو نیازمندتر است از تو به خلافت.
همین صعصعة بن صوحان وقتی که حضرت ضربت خورده بود و در بستر آرمیده بود به عیادات امام آمد خطاب به آن حضرت عرض کرد یرحک الله یا امیرالمؤمنین حیاً و میتاً، فوالله لقد کان الله فی صدرک عظیماً و لقد کنت بذات الله علیماً ای امیرمؤمنان، خدایت در زندگی و پس از مرگ رحمت کند، زیرا به خدا سوگند که خدا در نزد تو بزرگ بود و تو بشناسائیش کاملاً دانا بودی.
علی (علیه السلام) خطاب به صعصعة بن صوحان فرمود: و انت یرحمک الله فلقد کنت خفیف الموونة کثیر المعونة تو را نیز خداوند رحمت کند که مردی کم خرج و سبکبار و بسیار یای کننده و کمک کار بودی.(620) صعصعه جزء افراد معدودی بود که در شب شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در تشییع جنازه آن حضرت و مراسم تدفین او در دل تاریک شب شرکت کرد. صعصعة پس از پایان تدفین؛ کنار قبر مطهر علی (علیه السلام) ایستاد و یک سدت روی قلب پر تپش خود گذاشت و یا دستی دیگر مشتی از خاک قبر برداشت و بر سر خود ریخت و خطابه ای پر شور در جمع خاندان و یاران خاص علی (علیه السلام) ایراد کرد که دو جمله زیبای آن را در اینجا ذکر می نمائیم.
فاسال الله ان ممن علینا باقتفائنا اثرک و العمل بسیرتک؛
از خداوند تقاضا می کنم که بر ما منت نهد و توفیق دهد که پیرو تو پاشیم و به سیره تو عمل کنیم.
فو الله لقد کانت حیاتک مفاتح الخیر و مفالق للشر؛ بخدا سوگند زندگی تو درهای خیر را گشود و راههای شر و بدی را بست. (621)

530- شروع خلافت

ابوبکر در سال دهم هجرت خلیفه شد و در سال 13 هجری در 63 سالگی از دنیا رفت. در حالی که 2 سال و 3 ماه و ده روز خلافت کرد(622)
پس از او عمر روی کار آمد و در اواخر ذی الحجه ی سال 23 به دست ابولؤلؤ(فیروز ایرانی) کشته شد و مدت خلافت وی ده سال و شش ماه و 4 روز بود.(623) عمر به هنگام تعیین خلفیه ی پس از خود دستور تشکیل شورایی را داد که نتیجه آن به سود عثمان؛ منوط به عمل کردن وی به سیره پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و سیره شیخین، تمام شد و عثمان در اوائل محرم سال 24 هجری تا ذی الحجه سال 35 هجری خلافت کرد که مجموعاً خلافت وی 12 سال چند روز کم به درازا کشید.(624)
در سال 35 هجری مردم اجماع بر خلافت علی (علیه السلام) نمودند اول کاری که حضرت پس از خلافت خود کرد عمال فاسق و فاجر عثمان و بنی امیه را عزل نمود از کسانی که زیر بار این عزلها نرفت معاویه بود که در زمان ابوبکر والی شام شده بود.
در پنج سال خلافت مولای متقیان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جنگهایی رخ داد که به ترتیب عبارتند از:
1- جنگ جمل در سال 36 هجری در بصره.
2- جنگ صفین در سال 36 و 37 هجری
3- جنگ نهروان در سال 39 هجری.
و بالاخره علی (علیه السلام) در سال 40 هجری توسط خواج و اشق الشقیاء ابن ملجم به شهادت رسید.