هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

523- حضرت علی (علیه السلام) و برزخیان

حضرت علی (علیه السلام) هنگام مراجعت از جنگ صفین وقتی که نزدیک کوفه، به کنار قبرستانی که بیرون دروازه قرار داشت رسید رو به سوی قبرها کرد و چنین فرمود: ای ساکنان خانه های وحشتناک و مکانهای خاکی و قبرهای تاریک! ای خاک نشینان، ای غریبان ای تنهایان ای وحشت زدگان، شما در این راه بر ما پیشی گرفتید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد. اگر از اخبار دنیا بپرسید به شما می گویم خانه هایتان را دیگران ساکن شدند، همسرانتان به نکاح دیگران در آمدند و اموالتان تقسیم شده اینها چیزهای است که نزد ما است نزد شما چه خبر.
پس رو به یارانش کرد و فرمود: اگر به آنها اجازه گفتن داده شود حتماً به شما خبر می دهند که بهترین زاد و توشه برای سفر پرهیزگاری است.(611)

524- منافق حدیث گو

ابوهریره(612) از کسانی است که 3 سال آخر عمر شریف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را درک کرد وی در دور خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سکوت ظاهری کرد و از خیر خواهی به دستگاه معاویه دریغ نمی نمود. در هنگام جنگ صفین از جنگ کناره گرفت و روزی را در خیمه گاه حضرت امیر (علیه السلام) و روز دیگر را در میان لشکریان معاویه می گذراند و گویند در نماز به حضرت اقتدا می کرد ولی سفره معاویه را ترجیح می داد و بر سفره او حاضر می گشت و می گفت: غذای معاویه چرب تر و نماز با علی (علیه السلام) افضل است...(613)

525- حکومت و آزادی

روزی علی (علیه السلام) در کوفه سخنرانی می کرد و ضمن سخنرانی فرمودند قبل از دست دادن من از من سؤال کنید که من از مادون عرش، از هر آنچه سؤال شود پاسخ خواهم داد و چنین ادعایی را پس از من جز دروغگویان نخواهند کرد. مردی از یهودیان عرب از گوشه مجلس با صدای بلند با لحنی زننده فریاد زد که: من چیزهایی سؤال خواهم کرد که در آن درخواهی ماند. اصحاب و دوستان علی (علیه السلام) از برخورد بی ادبانه او در خشم شدند و به وی هجوم آوردند. علی (علیه السلام) آنان را منع و فرمودند: رهایش کنید و وی را به شتاب و دستپاچگی مکشانید. حجج الهی با شتابزدگی و کم خردی استوار نمی گردد و با فرصت گرفتن از سائل براهین الهی نمود. پیدا نمی کند...(614)