هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

521- ما خاندان رحمتیم

اصبغ بن نباته می گوید: روزی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سخنرانی کرد و پس از حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای مردم سخنم را بشنوید و کلامم را خوب فرا گیرید، همانان تکبر و خودفروشی از نشانه گردنکشی است و نخوت و بزرگ منشی از تکبر است شیطان دشمنی حاضر و آماده است او شما را به باطل دلخوشی می دهد... القاب زشت بر هم نزنید... ما خاندان رحمتیم، گفتار ما حق و کردار ما عدل است.
هان! که از همه شگفت تر اینکه معاویه و عمر و عاص عده ای از مردم را به خون خواهی پسر عمویشان (عثمان) بر می انگیزند(608) به خدا سوگند که من هرگز با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مخالفت نورزیدم و هرگز در کاری از وی سرپیچی نکردم، جان خود را در مواردی سپر او ساختم که زورمندان و شجاعان از آن عقب می نشستند و بندهای بدنها از آن می لرزید...
در این موقع عمار یاسر برخاست و عرض کرد: ای مردم! امیرالمؤمنین (علیه السلام) شما را آگاه ساخت که امت، با او وفادار نخواهد ماند. پس مردم پراکنده شدند در حالی که امام آنها را آگاه ساخته بود.(609)

522- امام مبین منم

عمار یاسر می گوید: در یکی از جنگها که در خدمت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بودم از بیابانی عبور می کردیم که مملو از مورچه بود به حضرت عرض کردم: ای مولای من آیا کسی هست که شماره این مورچگان را بداند. حضرت فرمود: بلی ای عمار من می دانم و می توانم تعداد آنها را تعیین کنم.
عرض کردم: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) تعداد اینها را از کجا می دانید؟ حضرت فرمود: ای عمار مگر سوره یس را نخوانده ای، آنجا که می فرماید: و کل شیئی احصیناه فی امام مبین عرض کردم: بلی فدایت شوم این سوره را مکرر خوانده ام. حضرت فرمود: ای عمار منظور از امام مبین که خداوند فرموده است منم.(610)

523- حضرت علی (علیه السلام) و برزخیان

حضرت علی (علیه السلام) هنگام مراجعت از جنگ صفین وقتی که نزدیک کوفه، به کنار قبرستانی که بیرون دروازه قرار داشت رسید رو به سوی قبرها کرد و چنین فرمود: ای ساکنان خانه های وحشتناک و مکانهای خاکی و قبرهای تاریک! ای خاک نشینان، ای غریبان ای تنهایان ای وحشت زدگان، شما در این راه بر ما پیشی گرفتید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد. اگر از اخبار دنیا بپرسید به شما می گویم خانه هایتان را دیگران ساکن شدند، همسرانتان به نکاح دیگران در آمدند و اموالتان تقسیم شده اینها چیزهای است که نزد ما است نزد شما چه خبر.
پس رو به یارانش کرد و فرمود: اگر به آنها اجازه گفتن داده شود حتماً به شما خبر می دهند که بهترین زاد و توشه برای سفر پرهیزگاری است.(611)