هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

510- مظهر عفو و رحمت خداوندی

روزی ابوهریره سخنان زشت و توهین آمیزی به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نسبت داد، فردای آن روز برای حاجت مهم خود نزد حضرت آمد. امام (علیه السلام) نیاز او را بر طرف ساخت، یاران امام با تعجب عرض کردند: یا علی (علیه السلام) چرا چنین کردید؟ حضرت فرمود: شرم داشتم از اینکه جهالت و نادانی او، بر حلم من و خطایش بر عفوم و سؤالش بر کرم من غلبه و پیشی گیرد از این رو حاجتش را روا ساختم و باز در روایت است که موسی بن طلحه بن عبدالله را وقتی دستگیر کردند او را به حضور امام (علیه السلام) آوردند. امام (علیه السلام) فرمود: سه بار بگو: استغفر الله و اتوب الیه. او چنین گفت، آنگاه حضرت او را آزاد کرد و فرمود: از اسب و شمشیر هر چه نیاز داری در اردوگاه از لشکر ما بگیر لیکن از خدا بترس و ملتزم خانه خود باش.

511- شناسایی علی (علیه السلام) در میدان جنگ

روزی در جنگ صفین معاویه دید که یک نفر در مقابل لشکر او به تنهایی می جنگد، رو به عمر و عاص کرد و گفت: این شجاع قوی دلی کیست که اینگونه مبارزه می کند؟
عمر و عاص گفت: این با عبدالله بن عباس یا علی بن ابیطالب، حیدر کرار.
معاویه گفت: چگونه می توان تشخیص داد که کدامیک از آنها هستند؟
عمر و عاص گفت: اگر چه ابن عباس مرد شجاعی است، ولی نمی تواند در برابر سپاهی مقاومت کند، لذا اگر روی گردانید او ابن عباس است ولی اگر ثابت و پابرجا ماند و جنگید و عقب نرفت بدان که او، همان علی بن ابیطالب (علیه السلام) است. که اگر تمام اعراب به مقابله با او برخیزند او روی خود را بر نمی گرداند، چه برسد به سپاه تو.
آنگاه معاویه برای آزمایش فرمان حمله عمومی سپاه خود را صادر کرد، اما دید آن جنگجو با شجاعت بی همتای خود همچون کوهی آهنین در جای خود ثابت و استوار مانده است و یک یک سپاهیان او را به هلاکت می رساند.
آنگاه به این طریق علی (علیه السلام) را شناسایی کرد و فوراً دستور عقب نشینی سپاه را صادر کرد.

512- جان جاودانه هر دو جهان

یکی از رجال ثروتمند حلوایی پخته و مقداری از آن را به عنوان تحفه به نزد علی (علیه السلام) فرستاده بود. آن حضرت روپوش ظرف را برداشت و دید رنگ و بوی خوبی دارد.
آنگاه فرمود: از رنگ و بویت معلوم است که طعم خوب هم داری ولی هیهات که من ذائقه ی خود را به طعم تو آشنا کنم. شاید در قلمرو خلافت من کسی پیدا شود که شب را گرسنه خوابیده باشد.
لذا در اعمال حضرت بنابه نقل مورخین دیده شده است: که آن حضرت روی خاک می نشست، فرش خانه اش حصیر بود، کفش خود را وصله می زد ولی او در حالی که فرمانروای تمام ممالک اسلامی بود معیشتی چنین سختگیرانه و زاهدانه دارد.(597)
ها،علی بشر، کیف بشر، کیف بشر - عقل عاجر شد در کار تو ای پاک گهر(598)