هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

500- بزرگترین سود

در جنگ صفین در یک مرحله امام علی (علیه السلام) گرفتار شامیان شد لذا ارتباط علی (علیه السلام) با سپاه خود قطع شد، امام فریاد زد: ایا کسی هست که جانش را به خدا بفروشد و دنیا را با آخرت معامله و معاوضه کند؟ تنها عبدالعزیزبن حارث معروف به ابوحارث پیش امام آمد و از ایشان اجازه خواست. سپس به قلب دشمن حمله کرد و محاصره آنان را شکافت و به سوی دیگر لشکریان امام رسید. سپاهیان امام به محض دیدن او خوشحال شدند و از و حال امام را سؤال کردند، حارث پاسخ داد: حال امام خوب است و به شما سالم رسانید. آنگاه گفت: امام فرمودند: که شما از آن سو تهلیل و تکبیر بگویید و به دشمن حمله کنید و ما نیز از سوی دیگر حمله می کنیم در این حمله 700 نفر از نام آوران شامی کشته شدند، اما به هیچ یک از یاران آن حضرت آسیبی نرسید.
در این موقع حضرت فرمود: چه کسی از مردم بزرگترین سود را در این کارزار کرده است؟ همگان گفتند: شما ای امیرمؤمنان.
حضرت فرمود: بیشترین سود را ابوحارث برده است.

501- تغییر دادن اذان و اقامه

حضرت عی (علیه السلام) در ضمن شمارش بدعتها فرمود: یکی از بدعتهای او (عمر) این بود که جمله حی علی خیر العمل را در اذان ترک کرد و همین بدعت را سنت قرار داد و مردم از او متابعت کردند.(585)
لذا مطابق بعضی از روایات، عمر در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همواره با آن حضرت بگو
مگو می کرد، که چرا نماز بهتر از جهاد است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او می فرمود: در جهاد، انسان یک بار کشته می شود، ولی در نماز خالص با حضور قلب، چندین بار باید جهاد کرد (و کشته شد) تا بتوان یک نماز مقبول بجا آورد.
عمر سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را نپذیرفت و همواره مترصد فرصت بود تا جمله حی علی خیرالعمل را که بیانگر برتری نماز بر سایر اعمال است را حذف کند، در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نتوانست این کار را بکند و سرانجام بعد از رحلت آن حضرت موفق شد، حتی در این باره اختلاف شدید شد، بنا گذاشتند که بلال حبشی اذان بگوید، بلال در ظاهر پذیرفت و اذان گفت ولی پس از اشهد ان محمداً رسول الله بر اثر فشار زیاد روحی، غش کر و همان را عذر آورد، با توجه به این که جوسازان بلال را آنچنان در محاصره گرفته بودند که اگر حی علی خیرالعمل می گفت کشته می شد(586) لذا جمله الصلوة خیر من النوم جایگزین جمله فوق گردید البته این امر در ابتدای امر چنان عجیب بود که عبدالله بن عمر نیز هنگامی که این جمله الصلوة خیر من النوم را به جای حی علی خیرالعمل در مسجد شنید به عنوان اعتراض از مسجد خارج شد.(587)

502- حاکم اسلامی در بازار

امام باقر (علیه السلام) می فرماید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آن ایام که در کوفه بود چنین عادت داشت که هر روز صبح از دارالاماره خود بیرون می آمد و در یکایک بازارهای کوفه می گشت و تازیانه ای دو شاخه به نام سبیبه به همراه داشت، در هر بازاری می ایستاد و در میان اهل آن صدا می زد: تاجران پیش از داد و ستد از خداوند خیر و نیکی طلبید و با آسان گیری در معامله از خداوند برکت جویید و به خریداران نزدیک شوید (گران نفروشید تا از شما بگریزند) و خود را به زینت حلم و بردباری آرایش دهید و از سوگند خوردن خودداری کنید و از دروغ بپرهیزید و از ستم کناره گیرید، و با مظلومان به انصاف رفتار نمایید و به رباخواری نزدیک مشوید و پیمانه را کامل بدهید (کم فروشی نکنید) و چیزی از حق مردم کم نگذارید و روی زمین در غرقاب فساد فرو نروید.
و همین طور در تمام بازارهای کوفه دور می زد، سپس باز می گشت در محلی برای رسیدگی به کارهای مردم می نشست و چون مردم می دیدند که آن حضرت بسوی آنها می آید و فریاد ای مردم امام بلند می شد، همه دست از کار خود می کشیدند و خوب به فرمایشات امام گوش می دادند و به روی آن حضرت چشم می دوختند تا از سخن خود فارغ می گشت، و چون سخن امام تمام می شد می گفتند: ای امیرمؤمنان شنیدیم و اطاعت خواهیم کرد.(588)