هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

491- پیش بینی درست

منهال بن عمرو می گوید: مردی از بنی تمیم برایم باز گفت: که ما در ذی قار (که جنگ جمل در آنجا آغاز شد) در رکاب امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودیم و گمان کردیم که امروز ما از روی زمین برچیده و ربوده خواهیم شد (یعنی دشمنان بر ما پیروز می شوند) از آن حضرت در آن لحظه شنیدم که می فرمود: بخدا سوگند بر این فرقه پیروز می شویم، و این دو مرد - طلحه وزبیر - را می کشیم و سپاه آن دو را ریشه کن می سازیم.
او می گوید: من وقتی صحبت حضرت علی (علیه السلام) را شنیدم نزد عبدالله بن عباس رفتم و گفتم: به پسر عمویت (عی (علیه السلام)) و این گفتارش نمی نگری؟
او گفت: شتاب مکن ببینیم چه می شود؟ پس چون کار اهل بصره به آنجا رسید و همگی شکست خوردند نزد ابن عباس رفته و گفتم: نمی بینم پسر عمویت را جز آنکه در سخنش راست گفت...(579)

492- انواع گناهان

ابی رفعه می گوید: روزی علی (علیه السلام) به منبر رفت، سپس خدای را حمد و ثنا گفت.
آنگاه فرمود: مردم، گناه سه قسم است. سپس ساکت شد.
مردی در بین جمعیت بنام حبه عرنی عرض کرد: گناهان را توضیح دهید یا ابالحسن.
حضرت فرمود: از گناهان جز به منظور تفسیر و توضیح، نام نبردم. لکن تنفس تند و غیر عادی که عارضم شد مرا از سخن گفتن بازداشت.
آنگاه ادامه داد؛ بلی گناهان سه قسم است؛ اول گناهی است که خدا می بخشد. دوم گناهی است که او نمی بخشد. سوم گناهی است که ما برای صاحب گناه به عفو الهی امیدواریم، ولی با داشتن امید از عذاب او نیز می ترسیم. عرض شد: ای امیرالمؤمنین (علیه السلام) مطلبی را که فرمودید برای ما توضیح دهید.
حضرت خواسته آنها را اجابت نمود و هر یک را شرح داد.
درباره قسم اول گناهان فرمود: آن گناهی است که خداوند صاحب گناه را در دنیا عقاب نموده است و خداوند حکیم تر و بزرگوارتر از آن است که دوباره او را در قیامت برای همان گناه عذاب نماید.
امام درباره قسم دوم گناهان، گناهانی که بخشیده نمی شود ظلم و ستم بندگان به یکدیگر است خداوند در روز جزا در مقام قضا و موقع احقاق حق مظلومان و کیفر ستمکاران به عزت و جلال خود سوگند یاد می کند که ظلم هیچ ظالمی را بدون بررسی سنجش از دادگاه عدلش نگذرد و آنرا نادیده نگیرد هر چند آن ظلم کوچک و ناچیز باشد...(580)

493- جنگجوها را از اسارت آزاد کنید اما...

در یکی از جنگها تعدادی از سپاهیان علی (علیه السلام) را به اسارت گرفتند به حضرت عرض کردند: یا علی (علیه السلام) اجازه بدهید ما از بیت المال بودجه ای در اختیار بگیریم تا این اسراء را آزاد کنیم.
حضرت فرمود: آزاد کردن اسیر کار خوب است و خود ادامه مبارزه است. اما اگر می خواهید اسیر آزاد کنید بررسی کنید ببینید اینها زخمی شده اند یا نه، کسی که با حادثه ای کوچک فوراً دست های خود را بلند کرده و تسلیم می شود و زخمی نشده او شهامتی ندارد.
اما آنهایی که زخمی هستند و اسیر شده اند اگر زخم در جلوی بدن آنها است آنها را آزاد کنید. معلوم می شود تا آخرین لحظه مقاومت کرده اند و بعد اسیر شده اند.
اما آنهایی که زخمی هستند و اسیر شده اند اگر زخم در جلوی بدن آنها است آنها را آزد کنید. معلوم می شود تا آخرین لحظه مقاومت کرده اند و بعد اسیر شده اند.
اما آنهایی که زخمی شده اند و زخمشان در پشت بدنشان است معلوم می شود صحنه جنگ را ترک کرده و فرار کرده اند و به همین جهت از پشت سر به آنها تیر رسیده است آنها را دستگیر کرده اند نه اسیر.(581)