هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

483- نماز اول وقت

هنگامی که علی (علیه السلام) در جنگ صفین سرگرم نبرد با لشگریان معاویه بود در میان دو صف کارزار، حضرت به نگاه به آسمان مراقب حرکت وضعیت خورشید بود (تا در یابد چه وقت خورشید به وسط آسمان می رسد تا نماز ظهر خود را بخواند)
ابن عباس به حضرت عرض کرد: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) این چه کاری است که می کنید؟
حضرت فرمود: منتظر زوال هستم تا نماز بخوانیم.
ابن عباس عرض کرد: آیا حالا وقت نماز است با وجود اینکه سرگرم پیکار هستیم؟
علی (علیه السلام) فرمود: جنگ ما با ایشان بر سر چیست؟ تنها به خاطر نماز است که با آنها نبرد می کنیم...(568).

484- نماز چیست؟

روزی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در مسجد کوفه جوانی را مشغول نماز خواندن دید. جوان با حضور قلب و توجه تام نسبت به آداب نماز، نماز می خواند. حضرت به او فرمود: ای جوان تأویل و معنی نماز چیست؟
جوان عرض کرد: ایا نماز را جز عبودیت، تأویلی است؟!
که بدون آن، ناقص و ناپسند است. آنگه امام (علیه السلام) فرمود: تأویل حقیقت نماز، عبادت است از: قربت، خلوص، حضور قلب و توجه، معرفت خدا و محبت اهل بیت علیهم السلام که بدون آن هیچ عملی صحیح نخواهد بود، اگر چه در همه دهر صائم و روزه دار باشد و در بنی صفا و مروه به عبادت قیام کند.(569)

485- مثل تو مثل کلاغ است

در روایات بر رعایت آداب نماز و انجام درست و صحیح آن سفارشات متعددی شده است، از جمله اینکه روزی حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) شخصی را در حال نماز خواندن دیدن، که با سرعت و تند نماز خود را می خواند. پس از نماز حضرت به او فرمود: چه مدت است که چنین نماز می خوانی؟
آن مرد عرض کرد: از فلان وقت.
حضرت فرمود: مثل تو نزد خداوند مثل کلاغ است که دانه را نوک می زند، بدان اگر تو در این حال بمیری، بر غیر دین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرده ای. فقال: مثلک عند الله کمثل الغراب اذا ما نقره لومت؛ مت علی غیر ملة ابی القاسم صلی الله علیه و آله و سلم(570)