هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

480- بازماندگان غافل

صعصة بن صوحان می گوید: برای انجام نماز صبح در مسجد کوفه حاضر شدم. حضرت علی (علیه السلام) با ما نماز گذارد و پس از سلام نماز رو به قبله نشست و به ذکر خدا پرداخت و به راست و یا چپ خود نگاه نمی کرد تا اینکه آفتاب زد.
سپس رو به ما کرد و فرمود: در زمان خلیل و دوستم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کسانی بودند که در این مسجد شب تا صبح در سجده و رکوع به سر می برند و چون سپیده می دمید ژولیده مو و غبار آلود بودند و پیشانی آنان بر اثر سجده ی زیاد پینه بسته بوده آنگه که آنها به یاد مرگ می افتادند، همچون درخت که به تازیانه ی باد می لرزد، به اضطراب می افتادند و می گریستند چندان که لباسشان از اشک چشم تر می شد. آنگاه حضرت امیر (علیه السلام) برخاست اما می فرمود:
گویا آنان که باز مانده اند غفلت به سر می برند.(563)

481- نماز، یا کار کدامیک؟!

حضرت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به محمد بن ابی بکر دستور داد: ارتقب وقت الصلاة، فصلها لوقتها، و لا تعجل بها قبله لفراغ، و لاتوخرها عنه لشغل... منتظر نماز؛ در اول وقت آن باش، پس نماز را در وقتش بجای آر و هیچ گاه قبل از وقت به بهانه فراغت، نماز را نخوان و به بهانه کار، نماز را تأخیر نینداز (564)
و به کمیل بن زیاد فرمود: ای کمیل! مهم نیست که نماز بخوانی و روزه بگیر و صدقه بدهی. مهم این است که نماز با قلبی پاک انجام پذیرد و مورد قبول خداوند باشد و با خشوع ادا شود.(565)
در توصیف نماز امیرمؤمنان (علیه السلام)، حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هر گاه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برای نماز می ایستاد عرض می کرد: در برابر خدایی ایستاده ام که آسمان ها و زمین را آفریده است؛ و رنگ چهره اش به نحوی تغییر می کرد که از سیمای مبارکش پدیدار بود.
قال الصادق (علیه السلام): کان علی اذاقام الی الصلاة فقال: (وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض) تغیر لونه حتی یعرف ذلک فی وجهه.(566)

482- درست وضو بگیر

حسن بن ابی الحسن بصری می گوید: چون امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به شهر ما بصره وارد شد گذرش به من افتاد در حالی که من وضو می ساختم. حضرت فرمود: ای جوان نیکو وضو بگیر تا خدا به تو نیکویی کند. سپس از نزد من گذشت.
من به دنبال آن حضرت رفتم. پس حضرت رو به جانب من نگاه کرد و فرمود: ای جوان حاجتی داری؟ عرض کردم: آری به من سخنی بیاموز که خداوند مرا به آن جهت سود و خیر ببخشد.
حضرت فرمود: ای جوان! هر کس با خدا به صداقت و راستی رفتار کند نجات می باید 7 و هر کس از دین خود بترسد از هلاکت سالم بماند، و هر کس در دنیا به زهد روی آورد، دیده اش به آنچه از پاداشهای خدا عزوجل -می بیند روشن گردد.
سپس حضرت فرمود: ای جوان آیا بیشتر برایت نگویم؟ عرض کردم: چرا ای امیرمؤمنان. سپس فرمود: سه خصلت است که در هر کس باشد دنیا و آخرت برایش سالم بماند. آنکس که به کار نیک فرمان دهد و خودش نیز به آن عمل کند و از کار زشت بازدارد و خودش نیز از آن دست کشد، و بر حدود و دستورات خداوند محافظت و مواظبت نماید.
ای جوان! آیا دلشاد می شوی از اینکه روز قیامت در حالی به دیدار خدا می روی از تو خرسند و راضی باشد؟ عرض کردم: آری ای امیرمؤمنان. فرمود: نسبت به دنیا زاهد و بی میل باش، و نسبت به آخرت راغب و مایل و در تمام کارهای خود از راستی جدا مشو چرا که خداوند، تو و تمام بندگان را از راه راستی به عبادت فرا خوانده است. سپس حضرت به راه افتاد تا به بازار بصره وارد شد، نگاهی به مردم کرد و دید مردم سرگرم خرید و فروش هستند پس به سختی گریست و آنگاه فرمود: ای بندگان خدا... حال که شما در روز پیوسته سوگند می خورید، و در شب به بسترهای خود می آرمید و در خلال این حالات از آخرت غافلید پس چه وقت به جمع آوری نزاد و توشه آخرت برخاسته و در امر معاد اندیشه می کنید؟!
آنگاه مردی به آن حضرت گفت: ای امیرمؤمنان! ما ناگزیریم از بدست آوردن روزی، پس چه کنیم؟ حضرت فرمود: همانا تحصیل روزی از راه حلال آدمی را از کار آخرت باز نمی دارد، و اگر می گویی: ما ناچاریم که احتکار کنیم، عذرت پذیرفته نیست، آن مرد از سخنان حضرت متأثر شد و گریه کنان به راه افتاد. علی (علیه السلام) به او فرمود: ای مرد پیش من بیا تا شرح بیشتری دهم سپس آن مرد نزد حضرت برگشت، آنگاه امام به او فرمود: بنده خدا! بدان که هر کس در دنیا برای آخرت کار کند ناگزیر پاداش عملش به تمام و کمال به او داده شود و هر کسی به امور دینی به جهت دستیابی به دنیا عمل کند اجر و پاداش وی در آخرت آتش دوزخ خواهد بود.
سپس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) این آیات را تلاوت کرد: اما آن کس که سرکشی کند، و زندگی دنیا را ترجیح دهد، پس همانا دوزخ جایگاه اوست (567)