هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

470- توصیف عبادت علی (علیه السلام)

ضرار وقتی در مجلس معاویه حاضر شد برای معاویه از عبادت علی (علیه السلام) گفت: اگر او را می دید وقتی که در محراب عبادتش ایستاده بود در حالی که شب، پرده سیاه خود را فرو افکنده بود و ستارگان پایین آمده بودند (یعنی دیروقت و در تاریکترین موقع شب) و او محاسن خود را به دست گرفته و همچون مار گزیده به خود می پیچید و مانند مصیبت زده، اندوهمند می گریست، و می گفت: ای دنیا آیا در پی من افتاده و آرزومند من شده ای! هیهات، مرا به تو نیازی نیست، ترا سه طلاقه کرده ام که هرگز به تو رجوع نخواهم کرد.
سپس می فرمود: آه، آه، از دوری سفر آخرت و کمی توشه و سخنی راه.
ضرار می گوید: معاویه از حرفهای من گریه کرد و گفت: ای ضرار کافی است به خدا سوگند علی (علیه السلام) چنین بود، خدا ابوالحسن (علیه السلام) را رحمت کند.(551)

471- مفسر آیات حق تعالی

مردی خدمت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رسید و به آن حضرت عرض کرد: یا علی (علیه السلام) مرا از معنی آیه آیا آن کس که بر بینه و دلیل روشن از جانب خدای خود است و گواهی در کنار دارد...(552) مطلع فرما.
حضرت فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن کسی است که به عنوان دلیلی روشن از جانب خداست و من گواه او و از او هستم. سوگند به آن کس که جانم در دست اوست احدی از قریش نیست که تیغ سر تراش بر سرش کشیده شده باشد جز اینکه خداوند درباره او مطالبی در کتاب خود فرو فرستاده است، و سوگند به آن کس که جانم بدست اوست اگر آنان بدانند آنچه را که خداوند درباره ما خاندان بر زبان پیامبر امی خود جاری ساخته، (این داشتن آنان) نزد من محبوبتر است از اینکه به اندازه ظرفیت این صحن (صحن مسجد کوفه) برایم طلا باشد. به خدا سوگند مثل ما در میان این امت مانند کشتی نوح و باب حطه (در توبه) در میان بنی اسرائیل، چیز دیگر نیست.(553)

472- ناله های تنهایی

پس از آنکه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مکرر مردم و اصحاب خود را به جهاد در راه خدا فرا می خواند و آنان از او تبعیت نکردند آن حضرت روزی در خطبه ای فرمود: ای مردم من شما را فرمان بسیج دادم و بسیج نشدید، و برای شما خیر خواهی نمودم و نپذیرفتید، شما حاضرانی هستید همچون غایبان...
اشعث بن قیس کندی از میان جمعیت برخاست و به آن حضرت گفت: ای امیرمؤمنان! چرا تو آن گونه که عثمان با ما رفتار می کرد عمل نمی کنی(554)
حضرت فرمود: ای کاکل آتش (رئیس دوزخیان)، وای بر تو همانا کار پسر عفان موجب خواری آن کسی است که دین ندارد و دلیلی با او نیست، من چگونه آن طور باشم و حال آنکه بر دلیل روشنی از جانب خدای خود هستم و حق بدست من است.
به خدا سوگند آن مردی که دشمن را بر خود چیره کند تا گوشتش ببرد، و استخوانش بشکند، و پوستش بکند، و خونش را بریزد، مردی است بزدل و ترسو، تو اگر مایلی همین گونه باش، اما من آنگونه (مثل عثمان) نیستم که خود را بدست چنین سرنوشتی بسپارم...
ابو ایوب انصاری، خالدبن زیاد که صاحب منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود برخاست و گفت: مردم! حقاً که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سخن خود را به آن کس که گوش شنوا و دلی فراگیر دارد رساند، همانا خداوند شما را کرامتی بخشیده؛ و شما آنطور که شایسته است نپذیرفتید، خداوند پسر عموی پیامبرتان و سرور بزرگ مسلمانان را پس از آن حضرت در میان شما نهاد که دین را به شما می فهماند و شما را به پیکار با پیمان شکنان فرا می خواند ولی گویا کرید و نمی شنوید یا بر دلهایتان مهر خورده که اندیشه نمی کنید، آیا شرم نمی دارید؟(555)