هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

463- از حمله شیر در امانی

روزی جوبریة بن مسهر راهی سفر می شد که علی (علیه السلام) را دید، حضرت به او فرمود: تو از گزند شیر در امانی؛ جویریة بن مسهر وقتی در مسیر راه خود می رفت با شیری مواجه شد. آنگاه سلام علی (علیه السلام) را به شیر رساند و به او گفت: که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مرا از آسیب تو امان داده . شیر وقتی صحبت او را از او روی بر تافت و پنج مرتبه صدا بلند کرد و رفت. (543)

464- یتیم نواز مهربان

علی (علیه السلام) در تقسیم بیت المال هیچ فرقی برای کسی قائل نمی شد. چنانچه در تقسیم بیت المال بین خواهر خود ام هانی و آن کنیز عجمی (فارس) هیچ فرقی نگذاشت و به هر کدام بیست درهم داد. در روایتی دیگر روزی عبدالله پسر جعفر طیار به علی (علیه السلام) عرض کرد: ای امیرمؤمنان چه می شد اگر دستور می فرمودید برای گذران زندگی به من چیزی داده می شد، به خدا سوگند هیچ مالی برای گذران زندگی خود ندارم مگر آنکه مرکب سواری خود را بفروشم. حضرت فرمود: نه، به خدا سوگند هیچ چیز برای تو ندارم جز آنکه از عمویت بخواهی دزدی کند و به تو بدهد و در پاسخ عقیل برادر خود که به حضرت گفت: مرا با یکی از سیاهان مدینه برابر قرار می دهی؟ حضرت فرمود: تو چه برتری بر او داری؟ مگر آنکه در اسلام بر او سبقت جسته یا در تقوا بر او برتری داشته باشی و ماجرای سکه سرخ کردن حضرت و دادن به برادرش عقیل نمونه دیگری از عدالت محض این فرشته خصال است.(544)

465- یتیم نواز مهربان

ابوالطفیل می گوید: روزی دیدم علی (علیه السلام) یتیمان را به حضور خود خاست سپس چنان به یتیمان تفقد و مهربانی می کرد و به آنها عسل می خوراند که بعضی از اصحابش تمنا می کردند که ای کاش ما نیز یتیم می بودیم. (تا مورد توجه و لطف حضرت واقع می شدیم) (545)