هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

460- فرزند آخرت باش

جبه عربی می گوید: روزی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: من از دو چیز بر شما نگرانم. آرزوی دراز و پیروی از خواهش دل. سپس حضرت ادامه داد. اما آرزوی دراز آخرت را از یاد انسان می برد، و پیروی از نفس خود، جلوگیر حق است. راستی که دنیا پشت کرده و می رود، و آخرت است که رو کرده و می آید؛ و هر کدام از اینها را فرزندانی است، پس از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا، که امروز روز عمل است نه پاداش، و فردا روز پاداش است نه عمل. (538)

461- آثار بیعت با علی (علیه السلام)

مالک بن ضمره می گوید: روز از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
آگاه باشید که شما در معرض لعن گفتن من، و در معرض دروغگو شمردن من قرار خواهید گرفت. (539) پس هر کس مرا از روی کراهت و عدم رضایت قلبی لعن کند و خداوند ناراضی بودن او را به این کار از دلش بداند من و او با هم بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم وارد می شویم، و هر کس زبانش را نگه دارد و مرا لعن نکند به اندازه زمان پر تاب یک تیر یا یک چشم بهم زدن از من زودتر به ملاقات آن حضرت برود و هر کس با رضایت و خوشحالی مرا لعن کند حجابی میان او و (عذاب) خداوند نخواهد بود و حجت و دلیلی به پیشگاه محمد صلی الله علیه و آله و سلم ندارد.
هان بدانید که روزی محمد صلی الله علیه و آله و سلم دست مرا گرفت و فرمود:
هر کس با این پنج (انگشت) بیعت کند، و در حالی که تو را دوست می داشته است بمیرد حقاً به عهد و تکلیف خود عمل نموده و هر کس در حالی که تو را دشمن بدارد و بمیرد همانا به مرگ دوران جاهلیت مرده است... و اگر در حالی که تو را دوست می دارد پس از تو زنده بماند، تا آن وقت که خورشید طلوع و غروب کند خداوند کارهای او را به امن و ایمان پایان خواهد داد.(540)

462- جهالت های یک زن چهاکه نکرد

امام باقر (علیه السلام) فرمود: عایشه در زمان خلافت عثمان پیش عثمان آمد و به او گفت: آن سهمیه ای (پولی) را که پدرم ابوبکر و عمر بن خطاب به من داد به من رد کن. عثمان گفت: من در کتاب و سنت جایی برای چنین چیزی که برا تو مقرر باشد نیافتم، و همانا پدرت و عمر از روی رضایت خاطر خود به تو بخشش می کردند و من این کار را نمی کنم. عایشه گفت: پس سهم ارث مرا از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بده؟
عثمان گفت: مگر تو و مالک بن اوس نزد من نیامدید و گواهی دادید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ارث نمی گذارد، تا جایی که فاطمه دختر پیامبر را توانستید از ارث خود (باغ فدک) منع کنید و حق او را پایمال نمودید؟(541) حال چگونه امروز ارث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را می طلبی؟
عایشه بازگشت و از آن روز به بعد هر گاه عثمان را برای نماز می دید پیراهن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می گرفت و بر سر نی بلند می کرد و می گفت: همانا عثمان با صاحب این پیراهن مخالفت ورزیده و سنت او را رها ساخته است و در تضعیف عثمان هر کاری که می شد انجام می داد.
و عجب اینکه عایشه بعد از کشته شدن عثمان، خون او را از امام علی (علیه السلام) طلبید و به بهانه خو خواهی عثمان بر علیه حضرت قیام کرد و جنگ جمل را به راه انداخت.(542)