هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

459- حکم خدا را اجرا کردم

هنگامی که دوازده شب از ماه سپری شده بود حضرت امیر (علیه السلام) از بصره وارد کوفه شدند. سپس به ایراد خطبه پرداختند. بعد از خطبه ابو بردة بن عوف ازدی، که از طرفداران عثمان بود و در جنگ جمل شرکت نکرده بود و در جنگ صفین با نیتی سست وارد جنگ شده بود از میان جمعیت برخاست و به حضرت علی (علیه السلام) گفت: آیا این کشته هایی که در اطراف عایشه و طلحه و زبیر دیده می شود به نظر شما به چه دلیل کشته شده اند؟
حضرت امیر (علیه السلام) فرمود: به این دلیل که شیعیان و کارگزاران مرا کشتند و نیز به سبب کشتن آن مرد عبدی رحمةالله من از آنها خواستم که قاتلین برادرانم را از میان آن گروه به من تحویل دهند تا آنها را به قصاص آن کشته ها بکشم. سپس کتاب خدا میان من و آنها حاکم باشد، اما آنان نپذیرفتند و با اینکه هنوز بیعت من و خون نزدیک به هزار نفر از شیعیانم به گردن آنها بود به جنگ با من برخاستند و من بدین خاطر آنها را کشتم، آیا تو در این زمینه تردیدی به دل داری؟ گفت: قبلاً تردید داشتم ولی الان حق را شناختم و اشتباه آن گروه برایم روشن شد، راستی که تو هدایت یافته و درست کاری.
سپس علی (علیه السلام) آماده شد که از منبر فرود آید، مردانی برخاستند تا سخن گویند ولی چون دیدند که حضرت پایین آمد نشستند و دیگر حرفی نزدند.
ابوالکنود می گوید: ابو برده با اینکه در جنگ صفین حضور داشت با این حال با علی (علیه السلام) منافقانه عمل می کرد و با معاویه مکاتبات سری داشت و چون معاویه قدرت را به دست گرفت محصول سرزمینی در منطقه فلوجه را به وی وا گذاشت و او در نزد معاویه مورد احترام بود.(537)

460- فرزند آخرت باش

جبه عربی می گوید: روزی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: من از دو چیز بر شما نگرانم. آرزوی دراز و پیروی از خواهش دل. سپس حضرت ادامه داد. اما آرزوی دراز آخرت را از یاد انسان می برد، و پیروی از نفس خود، جلوگیر حق است. راستی که دنیا پشت کرده و می رود، و آخرت است که رو کرده و می آید؛ و هر کدام از اینها را فرزندانی است، پس از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا، که امروز روز عمل است نه پاداش، و فردا روز پاداش است نه عمل. (538)

461- آثار بیعت با علی (علیه السلام)

مالک بن ضمره می گوید: روز از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
آگاه باشید که شما در معرض لعن گفتن من، و در معرض دروغگو شمردن من قرار خواهید گرفت. (539) پس هر کس مرا از روی کراهت و عدم رضایت قلبی لعن کند و خداوند ناراضی بودن او را به این کار از دلش بداند من و او با هم بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم وارد می شویم، و هر کس زبانش را نگه دارد و مرا لعن نکند به اندازه زمان پر تاب یک تیر یا یک چشم بهم زدن از من زودتر به ملاقات آن حضرت برود و هر کس با رضایت و خوشحالی مرا لعن کند حجابی میان او و (عذاب) خداوند نخواهد بود و حجت و دلیلی به پیشگاه محمد صلی الله علیه و آله و سلم ندارد.
هان بدانید که روزی محمد صلی الله علیه و آله و سلم دست مرا گرفت و فرمود:
هر کس با این پنج (انگشت) بیعت کند، و در حالی که تو را دوست می داشته است بمیرد حقاً به عهد و تکلیف خود عمل نموده و هر کس در حالی که تو را دشمن بدارد و بمیرد همانا به مرگ دوران جاهلیت مرده است... و اگر در حالی که تو را دوست می دارد پس از تو زنده بماند، تا آن وقت که خورشید طلوع و غروب کند خداوند کارهای او را به امن و ایمان پایان خواهد داد.(540)