هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

446- وقت بیکاری برو مسجد

دو یا سه روز قبل از ضربت خوردن علی (علیه السلام) بدست ابن ملجم -لعنة الله علیه حضرت امیر (علیه السلام) در بازار کوفه می رفت که به ناگه ابن ملجم را دی. حضرت به او فرمود: ابن ملجم کجا می روی؟ (البته حضرت می دانست تمام هم او آن زن ملعونه است) ابن ملجم پاسخی داد که نشانه بیکاری او را داشت. لذا حضرت به او فرمود: وقت بیکاری به مسجد برو(522).

447- کریم بامروت

از کتب اهل تسنن روایت شده که عرب فقیری به خدمت حضرت علی (علیه السلام) شرفیاب شد و از آن حضرت درخواست کمک نمود. حضرت به او فرمود: به خدا قسم در خانه چیزی نداریم. فقیر گفت: به خدا قسم اگر ناامیدم کنی خداوند روز قیامت از شما نمی گذرد.
حضرت علی (علیه السلام) به شدت گریست، آنگه به قنبر دستور داد: زره مرا بیاور و به این عرب ده. سپس به فقیر فرمود قدر آن را بدان که من با این زره در مقابل دشمنان ایستاده ام و پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را خوشحال کرده ام. قنبر عرض کرد: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) قیمت این زره بیست درهم است و این مقدار برای یک فقیر زیاد است.
حضرت فرمود: ای قنبر اگر به اندازه دنیا طلا و نقره داشته باشم در صورتی خوشحال می شوم که آنها را در راه خدا صدقه دهم و خدا قبول کند. چون که خداوند از نعمتهای خود سؤال خواهد نمود.(523)

448- اسم اعظم خداوند

براءبن عازب می گوید: بر امیرمؤمنان علی (علیه السلام) وارد شدم و آن حضرت را به خدا سوگند دادم که مرا به اعظم اسمایی که خداوند رحمان، جبرئیل را به ارسال آن مخصوص داشت و او رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حضرت شما را مخصوص گرداند مرا مطلع فرمایید.
حضرت فرمود: اگر سؤال تو نمی بود من اراده داشتم تا وقتی که آنرا در لحدم نهاده شوم پوشیده بدارم. سپس حضرت فرمود: هر گاه خواست خداوند را به اسم اعظمش بخوانی، شش آسه اول سوره حدید (بعد از بسم الله الرحمن الرحیم؛ تا؛ و هو علیم بذات الصدور) و آخر سوره حشر از (هو الله الذی لااله الا هو تا آخر سوره را بخوان) بعد از آن می گویی: یا من هو کذلک افعل بی کذا و کذا (حاجت خود را بخواه) که سوگند به خداوند اگر بر شقی بخوانی سعید می گردد. براء گفت: یا علی! قسم به خدا من آنرا برای امور دنیا نمی خوانم. امام علی (علیه السلام) فرمود: همین صواب است. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مرا هم این چنین وصیت فرمود جز اینکه مرا امر کرد که خدا را بدان در کارهای بزرگ و دشوار روزگار بخوانم.(524)