هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

445- عامل هلاکت زودرس

روزی امیرمؤمنان علی (علیه السلام) خطبه می خواند و در ضمن آن فرمود:
اعوذ بالله من الذنوب التی تعجل الفناء پناه می برم به خداوند، از گناهانی که موجب زودرسی هلاکت خواهند شد.
عبدالله بن کواء (منافق سرشناس عهد امیرالمؤمنین (علیه السلام) که بعدها رئیس گروه گمراه خوارج شد) بلند شد و گفت: ای امیرمؤمنان (علیه السلام) آیا گناهانی که موجب مکافات زودرس است وجود دارد؟
امام علی (علیه السلام) فرمود: آری، وای بر تو، و آن گناه قطع رحم (بریدن پیوند از خویشاوندان) است، چه بسا خاندانی هستند با اینکه از حق دورند ولی بر اثر همکاری و خدمت به یکدیگر به گرد هم آیند و همین کار موجب می شود که خداوند به آنها روزی می رساند و چه با افراد پرهیزکاری که تفرقه و درگیری افراد خاندانشان و قطع رحم بینشان موجب می شود که خداوند آن ها را از روزی و رحمتش محروم سازد.(521)

446- وقت بیکاری برو مسجد

دو یا سه روز قبل از ضربت خوردن علی (علیه السلام) بدست ابن ملجم -لعنة الله علیه حضرت امیر (علیه السلام) در بازار کوفه می رفت که به ناگه ابن ملجم را دی. حضرت به او فرمود: ابن ملجم کجا می روی؟ (البته حضرت می دانست تمام هم او آن زن ملعونه است) ابن ملجم پاسخی داد که نشانه بیکاری او را داشت. لذا حضرت به او فرمود: وقت بیکاری به مسجد برو(522).

447- کریم بامروت

از کتب اهل تسنن روایت شده که عرب فقیری به خدمت حضرت علی (علیه السلام) شرفیاب شد و از آن حضرت درخواست کمک نمود. حضرت به او فرمود: به خدا قسم در خانه چیزی نداریم. فقیر گفت: به خدا قسم اگر ناامیدم کنی خداوند روز قیامت از شما نمی گذرد.
حضرت علی (علیه السلام) به شدت گریست، آنگه به قنبر دستور داد: زره مرا بیاور و به این عرب ده. سپس به فقیر فرمود قدر آن را بدان که من با این زره در مقابل دشمنان ایستاده ام و پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را خوشحال کرده ام. قنبر عرض کرد: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) قیمت این زره بیست درهم است و این مقدار برای یک فقیر زیاد است.
حضرت فرمود: ای قنبر اگر به اندازه دنیا طلا و نقره داشته باشم در صورتی خوشحال می شوم که آنها را در راه خدا صدقه دهم و خدا قبول کند. چون که خداوند از نعمتهای خود سؤال خواهد نمود.(523)