هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

443- کیفر مردی گستاخ و بی ادب

روزی خالد با یارانش در اراضی خود امام علی (علیه السلام) را دید و به آن حضرت جسارتی کرد، حضرت خالد را از اسبش پائین آورد و او را به سمت آسیای حارث بن کلده کشاند و میله آهنی آن سنگ آسیاب را بیرون آورد و مثل طوق بر گردن خالد حلقه کرد، خالد حضرت را سوگند داد تا او را رها کند، در حالی که آن میله همانند حلقه ای برگردن او بود نزد ابوبکر وارد شد، ابوبکر آهنگران شهر را دستور داد تا آن حلقه سنگین را از گردن خالد بیرون کنند، لیکن آنها نتوانستند، پیوسته این آهن همانند قلاده ای برگردن او بود، آهنگران گفتند این راهن را که بصورت حلقه ای بر گردن توست فقط با حرارت آتش می توان باز کرد از طرفی هم خالد تحمل حرارت شدید آتش را نداشت، چرا که یقیناً با آن حرارت به هلاکت می رسید. مردم نیز با دین قلاده برگردن خالد بن او می خندیدند، خالد صبر کرد تا علی (علیه السلام) از سفر خود مراجعت کرد، پس جماعتی نزد امام رفتند و شفاعت خالد را کردند، آن حضرت نیز قبول کرد، لذا امام آن طوق آهنی را مثل خمیر پاره پاره کرد و بر زمین ریخت(519)

فصل چهارم حکومتداری امام علی (علیه السلام)

444- همکاری اقوام و فامیل با یکدیگر

عصر خلافت حضرت علی (علیه السلام) بود، ماجرای شورش اصحاب جمل پیش آمد. علی (علیه السلام) با همراهان خود از مدینه به سوی بصره برای سرکوبی شورشیان حرکت نمود. هنگامی که به سرزمین ربذه رسیدند مردی از قبیله محارب به حضور علی (علیه السلام) آمد و عرض کرد: ای امیرمؤمنان! من در رابطه با فامیل خود، تاوانی را به عهده گرفتم وقتی که نزد بعضی از آنها رفتم و تقاضای همکاری و کمک نمودم کمک من کردند و گفتند: ما خودمان سخت در مضیقه زندگی هستیم، ای امیرمؤمنان! به آنها امر کن که با من همکاری کنند و مرا کمک نمایند
امام علی (علیه السلام) از او پرسید: آنها کجا هستند؟! آن مرد گروهی از آنها را که از دور پیدا بودند نشان امام (علیه السلام) داد و گفت: عده ای از آنها، اینها هستند.
امام علی (علیه السلام) که بر مرکب سوار بود، به سرعت نزد آنها رفت به گونه ای که اصحاب و اطرافیان امام علی (علیه السلام) به سختی به آن حضرت رسیدند.
امام علی (علیه السلام) وقتی به آنها رسید، سلام کرد و از آنها پرسید: چرا با رفیق خود همکاری نمی کنید؟ آنها از آن مرد و او نیز از قوام خود در حضور حضرت علی (علیه السلام) شکایت کردند. امام علی (علیه السلام) درباره پیوند خویشاوندی و وظایف خویشان نسبت به همدیگر چنین فرمود: هر کس باید به خویشانش پیوند گرم داشته باشد و خویشان از دیگران سزاوارتر به همکاری و کمک هستند به خصوص در آن هنگام که خویشان در فشار زندگی قرار گرفتند زیرا خویشانی که با یکدیگر پیوند دارند و به همدیگر همکاری و کمک و گذشت می کنند به پاداش آن می رسند ولی اگر رشته خویشی را قطع نمایند گرفتار بار سنگین مجازات خواهند شد.
آنگاه آن حضرت مرکب خود را حرکت داد و به جای اول خود بازگشت.(520)