هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

439- چه مصیبتها که از این جماعت نکشیدم

علی (علیه السلام) در وصف دوران خانه نشینی خود تعابیر و جملاتی دارد که به حق دل هر آزاد مرد شیعی را پاره پاره می کند ایشان در بیانی می فرماید:
قبل از من، متصدیان امور مردم به کارهایی دست می زدند که با دستورات صریح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مخالف بود آنها از روی عمد و توجه، مرتکب تحریف و شکستن سنتهای نبوی و تغییر احکام الهی گشتند...
یکبار به مردم گفتم: ای مردم! در ماه رمضان جز برای ادای نماز واجب در مسجد اجتماع نکنید، به آن ها گفتم: نماز جماعت فقط در نمازهای یومیه مشروع است خواندن نمازهای مستحبی با جماعت بدت است(514) در این بنی بعضی از سربازانم برآشفتند و گفتند: ای اهل اسلام، سنت عمربن خطاب تغییر یافته، علی ما را از نماز جماعت در ماه رمضان باز می دارد؟! (حماقت را تا جایی رساندند) که من ترسیدم در میان بخشی از سربازانم شورش بر پا شود.
(من) از اختلاف و پیروی کورکورانه و جاهلانه آنها و از پیشوایان گمراهشان، چه مصیبتهایی که نکشیدم.(515)

440- درهم کوبنده جباران

علی (علیه السلام) در شورای انتخاب خلیفه بعد از عمر بن خطاب، به جمع حاضر فرمود: شما را به خدا سوگند، آیا در میان خود فردی را جز من می شناسید که آن 9 مبارز تنومند، از تیره عبدالدار را که همگی از سران و پرچمداران قوم خود بودند به خاک و خون کشیده باشد؟!
آیا به یاد دارید صواب حبشی برده آن مقتولان که چگونه دیوانه وار و خشمگین به میدان جنگ آمد و دائم فریاد می زد و می گفت: من به انتقام سروران و دلاورانی که از دست داده ایم به قتل شخصی جز محمد خرسند نخواهم شد.
چشمانش کاسه خون شده بود، دهانش کف آلود شده بود و شما مردم وحشت زده از برابر او فرار می کردید، ولی در این حال این من بودم که به مقابله با او بر خاستم.
هنگامی که صواب آن غلام وحشی به من نزدیک می شد گویی هیولایی جلو می آمد! نبرد بین ما آغاز شد اما بیش از دو ضربه بین ما رد و بدل نشد. سرعت شمشیر من چنان برق آسا بود که در کی لحظه او را به دو نیم ساخت تیغه شمشیرم به پهلوی او اصابت کرد و قسمت پائین بدن او روی پاها بر روی زمین باقی ماند و بالا تنه او به جانبی دیگر افتاد و مسلمانان می نگریستند و به او می خندیدند.(516)

441- عفو زن زناکار

زنی در زمان عمر بن خطاب اعتراف به زنا کرد و اصرار داشت تا حد زنا بر او جاری گردد تا از عذاب الهی در آخرت در امان باشد عمر نیز به عقوبت زن فرمان داد ولی امام علی (علیه السلام) به عمر فرمود:
از او بپرسید چرا زنا کرده و در چه شرایطی تن به این گناه داده و آن را مرتکب شده؟ زن گفت: در بیابان تشنه و در راه ماندم. از ور خیمه ای دیدم، وارد خیمه شدم و از مردی که آنجا بود تقاضای آب کردم آن مرد آب به من نداد و قصد گناه داشت از این رو من از خیمه بیرون آمدم.
اما بار دیگر تشنگی مرا بی تاب کرد به گونه ای که چشمانم سیاهی می رفت در این حالت مجبور شدم تا به گناه تن دهم امام علی (علیه السلام) فرمود: این همان مورد اضطرار است که در قرآن کریم حد از آن برداشته شد. او را رها کنید.(517)