هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

414- ریا کاری

روزی جنازه ای را به سوی قبرستان می بردند. حضرت علی (علیه السلام) پشت آن جنازه حرکت می کرد اما ابوبکر و عمر جلوی تابوت آن جنازه راه می رفتند از آن حضرت پرسیده شد، که یا علی آن دو نفر (ابوبکر و عمر) چرا جلوی جنازه حرکت می کنند حضرت فرمود: آنها هم خود می دانند که عقب جنازه راه رفتن ثواب بیشتری دارد اما می خواهند بدینوسیله در نظر مردم ممتازتر از دیگران جلوه گری کنند.(484)

415- والکاظمین الغیظ

قنبر غلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) می گوید: در خدمت علی بن ابیطالب (علیه السلام) نزد عثمان رفتم. عثمان مایل بود که با علی (علیه السلام) تنها باشد پس آن حضرت به من اشاره فرمود: که دور شوم. قنبر می گوید: من مقداری نه چندان دور از آنان کناری ایستادم. شنیدم که عثمان به درشتی و تندی با علی (علیه السلام) سخن می گفت: در حالی که علی (علیه السلام) سر بزیر انداخته و چشم بر زمین دوخته بود. تا اینکه عثمان رو به علی (علیه السلام) نمود و گفت: چرا سخن نمی گویی؟ حضرت فرمود: اگر بگویم، سخنی خواهم گفت، مگر آنچه برخلاف خواسته توست و به سود تو چیزی سراغ ندارم...
مبرد می گوید: تفسیر فرمایش حضرت این است که ای عثمان اگر همانگونه که تو به من پر خاش نمودی سخن بگویم مقابله به مثل خواهم کرد و نتیجتاً پر خاش من تو را آزرده خواهد ساخت پس ترجیح می دهم کاری نکنم اگر چه مورد پر خاش تو قرار گرفته ام و این است معنی مظلوم عالمین فافهم (485)

416- مظلومیت امام علی (علیه السلام)

یکی از دختران علی (علیه السلام) بنام ام کلثوم بود که توسط عمر از علی علیه السلام خواستگاری شد. حضرت علی (علیه السلام) عذر آورد که او هنوز کوچک است و موقع ازدواجش نرسیده است.(486) به نقل مرحوم کلینی که از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده است عمر پیش عباس بن عبدالمطلب رفت و گفت: من از برادر زاده ات دخترش را خواستگاری کردم و او مرا رد نمود به خدا سوگند من هم افتخارات بنی هاشم را از بین می برم و دو شاهد می آورم که او (علی (علیه السلام)) دزدی کرده است و آنگاه به اتهام دزدی دستش را قطع می کنم عباس نزد علی (علیه السلام) رفت و پس از گفتگو آن حضرت را راضی نمود که کار ام کلثوم را به او واگذار کند.(487)
ام کلثوم ابتدا زوجه عمر شد و پس از کشته شدن او زوجه پسر عموی خود عون بن جعفر و بعد از او نیز زوجه محمد بن جعفر شد.