هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

401- قضاوت خلیفه!

مردی که متأهل بود در زمان خلافت عمر با زنی بر خلاف شرع هم خواب شد و بعد دستگیر شد او را نزد عمر آوردند عمر به منبر خلافت نشسته بود و گفت: این مرد چون زن داشته پس زانی محصن است. پس باید سنگسارش کرد. سپس مرد را گرفته جهت اجرای حکم خلیفه به سمت صحرا می بردند. علی (علیه السلام) از راه رسید و پس از بررسی فرمود: از آنجایی که زن این مرد در مدینه حضور نداشته او را نمی توان محصن نامید (زن دار نامید)بنابراین حد شرعی او سنگسار نیست. بلکه مجازات او صرفاً یک صد تازیانه شلاق می باشد آن مرد در سایه ی علم و فکر علی (علیه السلام) از مرگ حتمی نجات یافت.(469)

402- شش زناکار

روزی شش نفر مرد زنا کردند، آنان را جهت صدور حکم شرعی و الهی بحضور عمر آورده بودند، تا دستور مجازات آنها را دریافت کنند عمر با عصبانیت گفت: هر شش نفر آنها را سنگسار کنید. ولی علی (علیه السلام) فرمود: ای عمر، حکم بر خون و مال مردم نباید این قدر ساده باشد خوبست دستور دهی پیرامون زندگی این شش مرد گناهکار بررسی به عمل آورند، عمر فرمایش علی (علیه السلام) را اطاعت کرد: معلوم شد که نفر اول مردی مسیحی بود که با زنی مسلمان هم بستر شده بود. علی (علیه السلام) فرمود گردنش را بزنید زیرا این مرد ذمی بود و در پناه حکومت اسلامی زندگی می کرد و با این تعدی قرار ذمه را درهم شکست. نفر دوم، مردی زن دار بود و زنش هم در کنارش به سر می برد لذا علی (علیه السلام) فرمود: بنا به فرمان قرآن سنگسارش کنند.
نفر سوم، مردی عرب و مجرد بود و مجازاتش هم صد ضربه تازیانه بود که حضرت حکم را فرمود.
نفر چهارم، برده ای بود که مرتکب زنا شده بود لذا مجازات بردگان نیمی از مجازات احرار است. حضرت فرمود: بیش از پنجاه ضربه شلاق کیفر ندارد.
نفر پنجم، پسری بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود علی (علیه السلام) دستور داد که تعزیرش کنید یعنی تنبیهش کنند تا دیگران از این غلطها نکنند
نفر ششم، را حضرت دستور داد آزادش کنند چرا که آن مرد دیوانه بود اینجا بود که عمر به علی (علیه السلام) عرض کرد: لا ابقانی الله بعدک یا علی، پس از تو خدا زنده ام نگذارد زیرا اگر تو نباشی به لغزش های بزرگی دچار خواهم شد.(470)

403- یا علی (علیه السلام) چاره کار چیست؟

زنی حامله زنا کرده بود به فتوای عمر که خلیفه ی وقت بود از مسجد او را بیرون بردند تا سنگسارش کنند. علی (علیه السلام) وقتی قضیه را بررسی کرد فرمود: ای عمر درست است که این زن زنا کرده و حد شرعی او رجم است ولی آیا می دانی آن طفل که در رحم این زن پنهان است گناهی نکرده شما این زن را می توانید بکشید ولی جنین معصومش به چه جرمی باید رجم و سنگسار شود عمر با دست پاچگی گفت: یا اباالحسن چاره ی کار چیست؟ حضرت فرمود: صبر کنید تا دوران حمل و بارداری او به پایان رسد و بچه بدنیا بیاید و پرستارش مشخص شود آنوقت مادرش را به سزای کردارش برسانید. آنگاه عمر گفت: تا آن زن را تا پایان حمل از مجازات معاف بدارند دست بر قضا آن زن هنگام وضع حمل مرد وقتی عمر مطلع شد بی اختیار گفت: لولا علی لهلک عمر!(471)