هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

362- نامه ابوبکر به پدر در مورد خلافت

وقتی که ابوبکر خلیفه شد به پدر خود ابو قحافه نامه ای نوشت که بسیار قابل توجه و تعمق است. و اما مضمون نامه:
این نامه ایست از خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سوی ابو قحافه
اما بعد؛
بدرستی که مردم راضی به خلافت من شدند، پس امروز خلیفه خداوند هستم و اگر تو به سوی من بیایی از برای تو خوب خواهد بود (427) وقتی پدر ابوبکر نامه پسرش را خواند به حامل همراه نامه گفت:
چه چیزی باعث شد که مردم از خلافت علی (علیه السلام) سر باز زنند؟
نامه رسان ابوبکر به ابو قحافه گفت: علی (علیه السلام) کم سن بود و بسیاری از بزرگان قریش بدست او کشته شده بودند و ابوبکر از علی (علیه السلام) در سن و سال بزرگتر بود لذا به این جهت پسر تو را خلیفه خدا کردند.
ابو قحافه گفت:
اگر امر امامت و خلافت به سن و سال است، من در سن بزرگترم از ابوبکر، پس من بدرستی که بر علی (علیه السلام) ظلم کرده اند و حق او را غصب کرده اند. بدرستی که من شاهد بودم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حضور ما با علی (علیه السلام) بیعت کرد و امر کرد به ما که با علی (علیه السلام) بیعت کنیم.
سپس ابوقحافه جواب نامه پسرش ابوبکر را چنین نوشت:
نامه تو به من رسید و یافتم مضمون آن نامه را.
ای مرد احمق! بعضی از مطالب در نامه تو با بعضی دیگر آن تناقض دارد؛
تو یک بار می گویی من خلیفه خدا هستم و یک بار می گویی خلیفه رسول و یکبار می گویی که مردم مرا انتخاب کردند و به امر خلافتم راضی شدند
پس او را از این امر شنیع بسیار منع کرد و تصریح کرد که انتخاب خلیفه با خداست نه با رأی مردم (428)

363- اجل نگهبان مرد است

علی (علیه السلام) در پای دیوار کجی نشسته بود و میان مردم داوری می کرد. شخصی به آن حضرت گفت: اینجا منشین که در شرف سقوط است. علی (علیه السلام) فرمود: اجل نگهبان من است. همین که علی (علیه السلام) برخاست دیوار خراب شد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: علی (علیه السلام) از این گونه کارها می کرد و این یقین است.(429)

364- قضا و قدر الهی

اصبغ بن نباته گفت: علی (علیه السلام) از پای دیوار کجی حرکت کرد و پای دیوار دیگر نشست، همین که مورد اعتراض قرار گرفت که یا علی (علیه السلام) می خواهی از قضا و قدر الهی فرار کنی، حضرت پاسخ داد از قضا و قدری به قضا و قدر دیگر فرار می کنم.(430)