هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

343- روز شمار عمر علی (علیه السلام)

روزی فاطمه زهرا (علیه السلام) خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید و از ضعف حال خود سخن گفت: پیغمبر: به او فرمود: تو نمی دانی علی (علیه السلام) چه مقامی در نزد من دارد.
12 سال داشت که کارهای مرا اداره می کرد.
16 سال داشت که در برابرم شمشیر می زد.
19 سال داشت که پهلوانها را می کشت
20 سال داشت که غمهای مرا بر طرف کرد.
22 سال داشت که در قلعه خیبر را از جا کند در حالی که 50 مرد نمی توانستند آن را بردارند.
چهره حضرت فاطمه (علیه السلام) از شادی برافروخت و سرپایش قرا نداشت، تا اینکه نزد علی (علیه السلام) برگشت و به او فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را گزارش داد. علی (علیه السلام) فرمود: چه حالی می داشتی اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همه تفضلات خدا بر من را برایت بیان می فرمود.(406)
(یعنی این همه الطاف الهی نیست مختصری بود که شنیدی).

344- پرورانده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وقتی که خبر وفات ابوطالب پدر بزرگوار علی بن ابیطالب (علیه السلام) را شنید بر سر جنازه عمویش حاضر شد و فرمود: ای عمو جان! در یتیمی پرستارم بودی و در خردسالی مرا پرورش دادی و در سالخوردگی مرا یاری کردی، خدا تو را از من پاداش نیک دهد.
آنگاه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) دستور داد تا پدرش ابوطالب را غسل دهد(407)

345- لقب الهی امیر مؤمنان (علیه السلام)

ابن عباس می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر بالای منبر شنیدم، اینکه برخی از مردم قریش نمی پذیرند علی (علیه السلام) را امیر مؤمنان نامیده است فرمود: ای گروه مردم! به راستی خداوند مرا رسول قرار داد، و به من دستور داده که علی (علیه السلام) را بر شما امیر کنم، هر کس که من پیغمبر او هستم، علی نیز امیر اوست... خداوند مرا کرده که من به شما بگویم تا او را اطاعت کنید و به دستوراتش عمل کنید... احدی از شما بر علی امیر نیست نه در زمان حیات من و پس از وفات من، زیرا خداوند او را بر شما امیر قرار داده و او را امیر المؤمنین نامیده است و کسی پیش از او به این نام نامیده نشده است من آنچه را که دستور داشتم درباره علی (علیه السلام) به شما رساندم...(408)