هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

337- توبه کنید علی (علیه السلام) ستمکار نیست.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی (علیه السلام) را به یمن فرستاد، در آنجا اسب شخصی از اهل یمن گریخت و با پای خود به مردی لگد زد و او را کشت، اولیاء مقتول صاحب اسب را گرفتند و نزد علی (علیه السلام) آوردند و بر او اقامه دعوی کردند صاحب اسب گواه آورد که اسبش گریخته و آن مرد را کشته است، علی (علیه السلام) خون مرد کشته شده را هدر ساخت، اولیاء مقتول از یمن نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و از حکم علی (علیه السلام) شکایت کردند و گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم علی (علیه السلام) به ما ستم کرد، و خون صاحب ما را هدر کرده است پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: (علی ستمکار نیست و برای ستم آفریده نشده و ولایت و سروری بعد از من با علی است و حکم او حکم قطعی است و قول او قول صحیح است کسی رد حکم و قول و ولایت علی را نکند مگر کافر و حکم و قول و ولایتش را نپسندد الا مؤمن) اهل یمن چون این توصیف را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره علی (علیه السلام) شنیدند گفتند: یا رسول الله ما به قول و حکم علی راضی شدیم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: همین توبه شما است از آنچه که گفتید.(400)

338- کلید خانه حکمت

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در منزل ام ابراهیم و جمعی از اصحابش در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند که به ناگه علی بن ابیطالب (علیه السلام) وارد شد، وقتی چشم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) افتاد فرمود: ای گروه مردم! نزد شما آمد بهترین مردم بعد از من، او سرور شما است و اطاعت او واجب است همچون اطاعت شما از من، و نافرمانی او حرام است، مثل نافرمانی من، ای مردم! من خانه حکمتم و علی کلید آن است و به خانه نتوان وارد شد الا به وسیله کلید آن خانه، ای مردم دروغ می گوید، کسی که گمان دارد مرا دوست دارد ولی علی (علیه السلام) را دشمن می دارد(401)

339- بهترین عبادت نگاه کردن به چهره علی (علیه السلام) است

مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم خبر داری که فلانی (یعنی شخصی) از راه دریا کالای اندکی به چین برده و زود برگشته و بهره و سود فراوانی از این راه کسب کرده به حدی که دوستانش به او حسد می ورزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مال دنیا هر چه بیشتر شود صاحب مال به گرفتاری و بلا نزدیک تر می شود هرگز به پولداران رشک نبرید، مگر آن پول داری که در راه خدا مالش را بخشیده باشد.
آیا می خواهید به شما خبر دهم که از آن رفیق سفر کرده شما چه کسی سرمایه کمتری دارد ولی بهره سودش را بیشتر آورده و هر چه هست برای او در نزد خدا اندوخته و محفوظ است؟
گفتند: چرا یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: به این مرد که به سوی شما می آید بنگرید.
آن مرد می گوید: نگاه کردیم دیدم مردی از انصار است آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: از همین مرد امروز آنقدر خیر و بندگی خدا بالا رفته که اگر بین همه اهل آسمانها و زمین پخش شود کمترین بهره مند از آن کسی است که گناهان او آمرزیده و بهشت بر او واجب شود.
عرض کردند: مگر چه کرده است این مرد؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بروید از خود او بپرسید تا بگوید امروز چه عملی را انجام داده است؟ همه اصحاب به سرعت نزد او رفتند و به او گفتند: بر تو گوارا باد ای مرد آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به تو مژده داده؛ امروز چه کردی که خدا این همه ثواب برای تو نوشته است؟
آن مرد گفت: از خانه ام بیرون آمدم و دنبال کاری رفتم، اما تا خیری پیش آمد ترسیدم کارم از دستم برود لذا با خودم گفتم آن کار را با نگاه کردن به صورت علی بن ابیطالب (علیه السلام) عوض می کنم و دنبال آن کار نرفتم، من از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که نگاه بر روی علی (علیه السلام) عبادتست.
آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آری به خدا سوگند عبادت است، و چه عبادتی از آن بهتر، سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای بنده خدا! تو دنبال کسب دینار و درهم برای خانواده ات رفتی تا آن را بدست آوردی اما آن کار از دست رفت ولی به عوض آن، نگاه به صورت علی (علیه السلام) را انتخاب کردی اما با محبت و اعتقاد به فضل او، همانا این کار تو بهتر و برتر از آن که همه دنیا پر از طلای سرخ باشد و تو آنها را در راه خدا انفاق کنی،...(402)