هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

329- هم رزمان علی (علیه السلام) غنیمت خود را به او بخشیدند

روزی پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به جنگی رفت و علی (علیه السلام) را بجای خود بر خاندانش خلیفه کرده بود، وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه برگشت نوبت تقسیم نوبت تقسیم غنائم جنگی شد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم غنایم را که تقسیم کرد اما با اینکه علی (علیه السلام) در میدان جنگ نبود به علی (علیه السلام) دو سهم از غنیمت داد. مردم گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) که در مدینه بود دو سهم دادی؟ حضرت فرمود: ای گروه مردم! شما ندیدید که در میدان جنگ اسب سواری از سمت راست بر مشرکان حمله برد و آنها را شکست داد سپس آن اسب سوار نزد من آمد و گفت: ای محمد من نیز سهمی از غنایم جنگ دارم اما آن سهم را به علی بخشیدم، او جبرئیل بود. ای گروه مردم! شما را به خدا و رسولش سوگند، ایا شما ندیدید آن اسب سواری که از سمت چپ به مشرکان حمله برد و نزد من برگشت و گفت: ای محمد سهم غنیمتم را به علی دادم او میکائیل بود به خدا سوگند به علی (علیه السلام) غنیمت ندادم الا جز سهم جبرئیل و میکائیل، سپس همه مردم تکبیر گفتند(391)

330- وصی سید الانبیاء تویی

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود: ای علی! تو امام مسلمانان و امیرالمؤمنین و قائم الغرالمحجلین هستی، و پس از من حجت خدائی بر همه خلق، تو سید اوصیاء و وصی سید انبیائی، ای علی! چون مرا به آسمان هفتم بالا می بردند و از آنجا به سدرة المنتهی و از آنجا به حجب نور رسیدم، پروردگارم مرا با مناجات با خود گرامی داشت آنگاه فرمود: ای محمد! گفتم: لبیک ربی وسعد یک تبارک و تعالیت؛ خداوند فرمود: بدرستی که علی امام اولیاء من است و نوریست برای هر که مرا اطاعت کرده است... هر که او را اطاعت کند مرا اطاعت کرده، و هر که او را نافرمانی کند مرا نافرمانی کرده، او را بدین مژده بده
علی (علیه السلام) عرض کرد: یا رسول الله! مقام من به آنجا رسیده که در آن مقام ذکر شوم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آری ای علی! پروردگارت را شکر کن، علی (علیه السلام) رو بر خاک نهاد و سجده کرد بواسطه این نعمتی که خدا به او اعطاء کرده است آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای علی! سر بر دار که خدا به تو بر ملائکه خود مباهات می کند.

331- هم رزم جبرئیل و میکائیل

وقتی که امام علی (علیه السلام) به شهادت رسید فردای آن روز امام حسن (علیه السلام) بر منبر رفت و این خطبه را خواند؛
سپس از حمد و ستایش خداوند فرمود: ای مردم در این شب بود که قرآن خداوند نازل شد و در این شب بود که عیسی بن مریم بالا رفت و در این شب بود که یوشع بن نون کشته شد و در این شب امیرالمؤمنین (علیه السلام) از دنیا رفت.
به خداوند سوگند که هیچ کدام از اوصیاء و پیغمبران گذشته پیش از پدرم به بهشت وارد نشوند، وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پدرم را به جهاد می فرستاد، جبرئیل از سمت راستش به همراه پدرم نبرد می کرد و میکائیل از سمت چپ او، هیچ پول زرد و سفیدی (طلا و نقره) از او بجا نمانده جز هفتصد درهم که از حقوق خود پس انداز کرده بود تا خادمی برای خانواده خود بخرد(392)