هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

323- هدایت گری مهربان

شخصی بواسطه جرمی که مرتکب شده بود طبق فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مهدور الدم شد و حکم قتل او را صادر کرده بودند آن فرد به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) متوسل شد و عرض کرد: یا علی! چه کنم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا مورد عفو خود قرار دهد؟ علی (علیه السلام) فرمود: بخدمت آن حضرت می روی و این آیه را تلاوت کن.
تالله لقد آثرک الله علینا و ان کنا لخاطئین(385) آن مرد به حضور رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید و فوراً این آیه را قرائت کرد عادت آن حضرت چنین بود که اگر کسی یک آیه از قرآن مجید را در نزد حضرتش می خواند، حضرت آیه بعد را بدنبال آن می خواندند لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ادامه آن را تلاوت کردند لاتثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین با توجه به معنی این آیه به منزله حکم عفو درباره آن شخص قرار گرفت.

324- ارادت قلبی

حبه عرنی از اصحاب حضرت علی (علیه السلام) است می گوید: علی (علیه السلام) بیت المال بصره را پانصد درهم، پانصد درهم بین یارانش قسمت کرد و پانصد درهم برای خود برداشت، کسی که حاضر در جنگ نبود خدمت حضرت رسید، و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین من قلباً با شما بودم گر چه شخصاً حاضر در جبهه نبودم از غنیمت چیزی به من بده، حضرت آنچه را برای خود برداشته بود به او داد و برای خود حضرت نصیبی از غنیمت نماند(386)

325- آداب مسافرت

حضرت صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش روایت می کند: که علی (علیه السلام) با مردی مسیحی در جاده ای که به کوفه منتهی می شد هم سفر شد، مسیحی به حضرت گفت: ای بنده خدا قصد کجا داری؟ حضرت فرمود: کوفه، چون مرد مسیحی برای رفتن به محل خودش از حضرت جدا شد، مشاهده کرد امام او را دنبال می کند عرضه داشت مگر نمی خواهی به کوفه بروی؟ فرمود چرا، گفت: اگر قصد کوفه داری چرا دنبال من می آئی؟ حضرت فرمود: این برنامه که من اجرا می کنم یعنی چند قدم هم سفر خود را بدرقه کردن، تمام کردن حسن معاشرت است و این دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ماست، مسیحی گفت: راستی دستور رسول شماست؟ فرمود: آری، مرد مسیحی گفت:: تو را به شهادت می طلبم که من بر دین توام، آنگاه از راه خود همراه حضرت برگشت و چون امام را شناخت مسلمان شد.(387)