هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

320- حلال زادگی

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمود: آیا به تو بشارت ندهم، آیا تو را مژده ندهم؟
علی (علیه السلام) عرض کرد: چرا یا رسول الله. حضرت فرمود: ای علی! من و تو از یک سرشت آفریده شدیم و مقداری از آن سرشت زیاد آمد و شیعیان ما از آن آفریده شدند، پس چون روز قیامت شود همه مردم به نام مادرانشان خوانده شوند جز شیعیان تو که به نام پدرانشان خوانده می شوند آنهم به جهت آن است که ولادتشان پاک است (یعنی نسبت آنان به پدران خود حتمی و صحیح است)(381)

321- همراهان علی (علیه السلام)

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود: ای علی حال تو چگونه است، آنگاه که صراط را بر روی دوزخ کشیده شود و تو بر لب پرتگاه دوزخ ایستاده باشی و به مردم گفته می شود: عبور کنید و تو به دوزخ گوئی: این شخص از آن من و این شخص از آن تو؟ علی (علیه السلام) عرض کرد: ای رسول خدا، اینان (که من برای خود بر می گیرم) کیانند؟ حضرت فرمود: آنان شیعیان تواند و هر کجا که باشی با تو خواهند بود.(382)

322- شبهای علی (علیه السلام)

در روایت وارد شده است که حضرت علی (علیه السلام) هر شب هنگامی که مردم به خوابگاه خود می رفتند صدای نازنینش بلند می شد به حدی که می شنیدند صدای آن حضرت را تمام اهل مسجد و کسانی که همسایه مسجد بودند؛ می فرمود: تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل.(383)
یعنی: آماده شوید و اسباب سفر خود را مهیا کنید، خدا شما را رحمت کند، همانا مرگ ندای الرحیل در میان شما داده و کم کنید توقف خود را بر دنیا و بیرون روید از دنیا در حالی که با خود داشته باشید زاد و توشه ای از اعمال صالحه، بدرستی که در جلو شما عقبه های کئود(384) است که باید از آنجاها عبور کنید و چاره ای نیست از آن.