هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

316- خبر شهادت

امام علی (علیه السلام) می فرماید: وقتی آیه اذا جاء نصر الله و الفتح بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: ای علی! به تحقیق نصرت خداوند و فتح او فرا رسیده، پس هر گاه که دیدی مردم دسته دسته در دین خدا وارد می شوند به حمد پروردگارت تسبیح کن و از او آمرزش بخواه که خداوند پذیرنده توبه است.
ای علی! خداوند جهاد را در فتنه ای که پس از من رخ می دهد بر مؤمنین واجب نموده چنانکه جهاد با مشرکین را در رکاب من بر آنان واجب ساخته بود.
علی (علیه السلام) عرض کرد: ای رسول خدا! آن فتنه ای که خداوند جهاد درباره آن را، بر ما واجب نموده کدام است؟ حضرت فرمود: فتنه گروهی که شهادت به لا اله الا الله و اینکه من رسول خدا هستم می دهند اما با اینحال مخالف سنت من و طعنه زننده در دین من هستند.
علی (علیه السلام) عرض کرد: ای رسول خدا! پس به چه جهت با آنان بجنگیم در حالی که آنان شهادت به لا اله الا الله و رسالت الهی شما می دهند؟ حضرت فرمود: به جهت پدید آوردن مسائل بی سابقه و بدعت گزاری در دین، و جدا شدنشان از فرمان من، و حلال شمردن آنها در ریختن خون عترت من،.
علی (علیه السلام) عرض کرد: ای رسول خدا! شما مرا به شهادت مژده فرمودی، از خدا بخواه که برای من در این باره شتاب ورزد.
حضرت فرمود: آری من به تو مژده شهادت داده بودم، پس چگونه خواهی بود آن زمان که این از این رنگین شود؟- و با دست مبارک اشاره به سروریش من نمود عرض کردم: ای رسول خدا! حال که چنین مژده ای بمن داده ای، دیگر جای صبر نیست بلکه جای مژدگانی و سپاس است. حضرت فرمود: آری
آنگاه فرمود: پس خود را برای خصومت و درگیری آماده ساز، که تو با امت من مخاصمه خواهی نمود. عرض کردم: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راه پیروزی (بر آنان) را به من بنما، حضرت فرمود: چون گروهی را دیدی که از هدایت بسوی گمراهی رو گردانده اند پس با آنان به مخاصمه برخیز (که پیروزی از آن توست)، زیرا که هدایت از جانب خدا، و گمراهی از سوی شیطان است.
ای علی! همانا هدایت پیروی فرمان خداست نه پیروی از هوای نفس و دلخواه خود، و گویا تو با گروهی روبرو هستی که قرآن را تأویل و توجیه نموده و به شبهات چنگ زده و شراب را بنام آب انگور و کم فروشی را با زکات و رشوه را بنام هدیه و پیشکش حلال می شمردند.
عرض کردم: ای رسول خدا! بنابراین وقتی چنین کنند چگونه اند؟ آیا مرتد و بر گشتگان از دین هستند؟ یا اهل فتنه و آزمایش؟ حضرت فرمود: آنان اهل فتنه اند متحیر و سرگردان در آن گردش کنند تا عدل گریبان گیرشان شود، عرض کردم: ای رسول خدا! عدل از جانب ما یا از سوی غیر ما؟ حضرت فرمود: بلکه از جانب ما، خداوند (دین را) بدست ما گشوده و بدست ما پایان بخشد و بواسطه ما خداوند میان دلها پس از شرک آوری مهر و دوستی انداخت و بواسطه ما نیز میان دلها پس از فتنه مهر و دوستی اندازد، علی (علیه السلام) عرض کرد: سپاس خدای را به آنچه که از فضل خویش به ما ارزانی داشته است(377)

317- خطبه بدون الف

بسیاری از مورخین نقل کرده اند جمعی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیرامون این بحث می کردند که کدامیک از حروف در کلمات بیشتر به کار می رود همه متفق شدند بر اینکه حرف الف بیشتر در کلمات به کار می رود. آنگاه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بپا خاست و با لبداهه خطبه بدون الف ایراد نمود که مختصری از آن از نظرتان می گذرد این خطبه با حدود 795 کلمه، در آن پیرامون مسائلی چون توحید - قرآن و حمد الهی اخلاص توکل یقین حکمت الهی و عذاب الهی صفات الهی -خالقیت الهی پرده پوشی خداوند قیامت و عذاب الهی تقوا مرگ حالات محتضر و احوالات قبر و رسوائی روز قیامت ملائکه الهی و دعا، صحبت به میان آمده است، البته به علت طولانی بودن خطبه از کل خطبه صرفاً 149 کلمه اول را می آوریم:
حمدت و عظمت من عظمت منته، و سبغت نعمته و سبقت رحمته غضبه و تمت کلمته و نفذت مشیئته و بلغت قضیته، حمدته حمد مقر لربوبیته متخضع لعبودیته متنصل من خطیئته، معترف بتوحیده، مومل من ربه مغفرة تنجیه، یوم یشغل عن فصیلته و بنیه، و نستعینه و نستر شده و نستهدیه و نومن به و نتوکل علیه، و شهدت له تشهد مخلص موقن و فردته تفرید مؤمن متیقن، و وحدته توحید عبد مذعن، لیس له شریک فی ملکه و لم یکن له ولی فی صنعه جل عن مشیر و وزیر و عون و معین و نظیر، علم فستر و نظر فخبر و ملک فقهر و عصی فغفر و حکم فعدل، لم یزل و لن یزول لیس کمثله شی ء و هو قبل کل شی ء و بعد کل شی ء ما رب متفرد بعزته متمکن بقوته متقدس بلعوه متکبر بسموه، لیس یدر که بصر و لیس یدر که بصر و لیس یحیط به نظر، قوی منیع بصیر سمیع حلیم...
ترجمه: حمد و تعظیم می کنم خدائی را که منتش بس بزرگ و نعمتش بس فراوان و سرشار است (خدائی که) رحمتش بر غضبش پیشی گرفته و کلماتش به سر حد کمال و تمام رسیده است، اراده اش در همه چیز نافذ و حکمش همگان را فراگیر است او را حمد و ستایش می کنم همانند حمد و ثنای کسی که به خدائی اش اقرار نموده و در بندگی اش کمال خضوع و خشوع را دارا بوده و از خطاهایش بیزار گشته، به بیگانگی او معتقد بوده و آرزومند مغفرت نجات بخش او است در روزی که انسان از فرزند خود غافل و در اندیشه سرانجام خویش می باشد از او کمک می طلبیم و در خواست می کنیم که ما را ارشاد نمود و ره راه راست و رهنمون و به او ایمان می آوریم و بر او توکل می کنیم، شهادت به خداوندی او می دهم شهادتی خالصانه و از روی یقین و با علم و ایمان او را یکتا می دانم و چون بنده ای که قلباً اقرار می کند او را می ستایم.
او در ملک خویش شریک و همتایی ندارد و در آفریدن مخلوقات او را یار و یاوری نیست، او برتر از این است که داری مشاور و وزیر و یاور و معین و یاری کننده و هم نظیر باشد. او می داند ولی پرده پوشی می کند و می بیند و از همه چیز آگاه است و مالک و غالب بر همه چیز می باشد، او معصیت می شود ولی در می گذرد و هنگام حکم به عدالت حکم می راند، در گذشته و آینده کسی به ماند او نبوده و قبل از همه موجودات و بعد از همه آنها باقی خواهد بود پروردگاری است که در عزت خویش یکتا و باقوت خویش قوی و با برتری خویش در نهایت پاکی و با بلند مرتبگی خود در نهایت کبریائی بسر می برد. هیچ چشمی او را نمی بیند و هیچ دیده ای او را نمی یابد، او قوی و بلند مرتبه، بینا و شنونده، مهربان و بخشنده می باشد...(378)

318- کوثر چیست؟

وقتی که سوره کوثر به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد، علی بن ابیطالب (علیه السلام) به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: ای رسول خدا کوثر چیست؟
حضرت فرمود: نهری است که خداوند به من کرامت نموده است، عی (علیه السلام) عرض کرد: این نهر گرانقدر است، پس آنرا برای ما توصیف کن ای رسول خدا.
حضرت فرمود: آری ای عی، کوثر نهی است که از زیر عرش خدا عزوجل -جاری است، آبش از شیر سفیدتر، و از عسل شیرین تر، و از کره نرم تر است، سنگریزه هایش زبر جد و یاقوت و مرجان، گیاهش زعفران، خاکش مشک خوشبو، و پایه هایش به زیر عرش خداوند استوار است.
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دست به پهلوی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) زد و فرمود: علی! این نهر از آن من و تو و دوستان تو پس از من خواهد بود.(379)