هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

311- دستور ساده پوشی

نمایندگان نجران عمداً با لباسهائی پر زرق و برق و زیور آلات وارد مدینه شدند پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای مبارزه منفی را در پیش گرفت به این ترتیب که وقتی نمایندگان با زرق و برق عجیبی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسیدند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آنها اعتنا نکرد و با آنها سخن نگفت و به پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مسلمانان نیز با آنها سخن نگفتند، آنها سه روز در مدینه متحیر و سرگردان بودند تا روزی نمایندگان نجران از عثمان و عبدالرحمن که سابقه آشنائی با آنها داشتند علت این بی اعتنائی را پرسیدند، آنها نمایندگان را نزد علی (علیه السلام) بردند و جریان را به آن حضرت عرض کردند: علی (علیه السلام) به نمایندگان فرمود: بروید و این زرق و برقها را از خود دور سازید و به شکل عادی و ساده خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برسید که حتماً موفق خواهید شد، آنها طبق فرموده علی (علیه السلام) رفتار کردند و موفق شدند(371)

312- صفات بهشتیان

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در بهشت اتاقهای زیادی است که درونش از برون و برونش از درون پیداست در این اتاقها کسانی از امت من ساکن هستند که کلام نیکو می گویند و اطعام می کنند و سلام را آشکار می سازند و شب هنگام در وقتی که همه مردم خوابند به نماز می ایستند، امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد: یا رسول الله! چه کسانی از امت شما این گونه اند؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یا علی نیکویی کلام به این است که ده مرتبه در صبح و شب بگوید: سبحان الله و الحمدلله و لاله الا الله والله اکبر؛ و اطعام طعام آن است که انسان خرج خانواده خود را بدهد، و اما نماز در شب هنگام وقتی که مردم همه خوابند به این است که نماز مغرب و عشا و نماز صبح را در مسجد به جماعت بخوانند، پس گویا تمام شب را به عبادت قیام کرده است و اما آشکار نمودن سلام به این است که وقتی به فرد مسلمان می رسد بخل به سلام نکنند.(372)

313- کوکب هدایت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

ابن مغازلی شافعی مذهب روایت کرده از ابن عباس که وی می گوید: شبی اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه ایشان جمع بودند تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: امشب در نزدیکی سحر کوکبی از آسمان فرود می آید پائین در خانه هر که فرود آمد آن شخص ولی و جانشین من است همان شب همه اصحاب نخوابیدند از همه طماع تر عباس پدرم بود (عباس عموی رسول الله بود) نزدیک سحر ناگهان اصحاب دیدند که ستاره ای روشن از آسمان پائین آمد تا در خانه علی (علیه السلام) فرود آمد، البته پس از این واقعه اصحاب گفتند، محمد صلی الله علیه و آله و سلم درباره ابن عمش علی (علیه السلام) در ضلالت است و می خواهد پسر عم خود را ولی خود کند.(373)