هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

305- برای ازدواج چه چیزی داری

وقتی علی (علیه السلام) از رسول خدا راجع به فاطمه علیهاالسلام خواستگاری کرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مسرور و شادمان تبسم نموده و فرمود: ایا برای این امر چیزی داری؟
علی (علیه السلام) عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من چیزی را از شما پنهان نمی کنم آنچه دارم یک شمشیر و یک زره، یک شتر آبکش (یا اسب) است و جز اینها چیزی ندارم.(361) نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شمشیر برای تو لازم است زیرا تو مرد جنگ هستی و با آن در راه خدا جهاد می کنی و شتر نیز از لوازم زندگی تست که باید با آن آبکشی نموده و برای اهل و عیال خود کسب روزی کنی و در مسافرت ها بارت را بر آن حمل نمائی فقط زره تو می ماند که من آنرا به مهر زهراء می پذیرم یا علی! می خواهی ترا بشارتی بدهم؟
عرض کرد: بلی پدر و مادرم فدای شما باد، فرمود: ترا بشارت باد که خدای تعالی فاطمه علیهاالسلام را در آسمان به تو تزویج نمود پیش از اینکه من او را در زمین به تو تزویج کنم(362)

306- گمراهی آشکار

در روایت بعضی از بزرگان اهل سنت از قبیل حمونین نقل شده است، بعد از اینکه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم علی (علیه السلام) را جانشینی خود انتخاب کرد(363) ابوبکر و عمر از جا برخاستند و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند که آیا ولایت مخصوص علی (علیه السلام) است؟
حضرت فرمود: مخصوص علی و اوصیاء من تا روز قیامت است.
پرسیدند: از اوصیا شما چه کسانی هستند:
حضرت فرمودند: اخی و وزیری و وارثی و وصیتی و خلقتی فی امتی...(364) و در اینجا بود که آیه: الیوم اکملت لکم دینکم نازل شد و در این هنگام بود که حسان بن ثابت شاعر معروف از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواست تا در مورد ولایت و امامت علی (علیه السلام) قصیده ای بسراید... تمام مفسران شیعه و برخی از علما اهل سنت در کتب و تفاسیر خود نوشته اند: منظور از الیوم روز عید غدیر خم است(365)

307- آنچه می شنوم تو نیز می شنوی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: جبرئیل برای ابلاغ اذان بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد، در این هنگام، سر مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر روی زانوی علی (علیه السلام) بود، آنگاه جبرئیل فصل های اذان و اقامه را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آموخت، هنگامی که آن حضرت از آن حالت بیرون آمد به علی (علیه السلام) فرمود: آیا کلمات اذان و اقامه را شنیدی؟ حضرت علی (علیه السلام) عرض کرد: آری فرمود: فرا گرفتی؟ حضرت علی (علیه السلام) عرض کرد: آری. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هماندم فرمود: ادع لی بلالاً نعلمه یعنی، بلال حبشی را نزد من به طلب تا اذان را به او بیاموزم.
حضرت علی (علیه السلام) بلال را طلبید و کلمات اذان و اقامه را به او یاد داد.(366)