هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

303- طرح پیش ساخته برای مخالفت با علی (علیه السلام)

علیرغم اینکه بیعت مردم با ابوبکر در سقیفه را بعضی ها امری تصادفی می پنداشتند مدارک و قرائنی در دست است که نشان دهنده آن است که طرح مقدماتی این طرح در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن سفر حجة الوداع در مکه معظمه توسط چند نفر در برگشت به مدینه برنامه ریزی شده بود آنها پس از بازگشت به مدینه به خانه ابوبکر رفته و صحیفه و عهدنامه ای را که نوشته شده بود را امضاء می کنند حذیفه از اسماء بنت عمیس (359) چنین نقل می کند که عده ای از مخالفان در منزل ابوبکر گرد آمدند و قراردادی را جملگی امضاء کردند که نویسنده آن قرارداد سعد بن عاص بود(360) که پس از درگذشت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت علی (علیه السلام) به مخالفت برخیزند سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام ملاقات با ابوبکر از آن به صحیفه ملعونه اشاره می نمایند که آن چند نفری که امضاء کردند عبارتند از 1- ابوبکر 2- عمر بن خطاب 3- ابوعبید 4- مفاذ بن جبل؛ 5- سالم، غلام ابی حذیفه؛ 6- سعید بن عاص 7- ابی عبیدة بن جراح.

304- برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

وقتی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه هجرت کرد، تقریباً پس از گذشت پنج ماه از طرف خداوند مأمور شد که مهاجر و انصار را با یکدیگر برادر کند.
لذا روزی در جلسه ای عمومی به مسلمانان فرمود: دو تا دو تا با یکدیگر برادر دینی شوید. آنگاه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بین سیصد نفر از مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و رو به مسلمانان کرد و فرمود: شما همه با هم برادرید. پس از این پیمان به ناگاه علی (علیه السلام) با چشمهای اشکبار گفت: یا رسول الله! اصحاب خود را با یکدیگر برادر کردید ولی عقد اخوت میان من و دیگری برقرار نکردید؟
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به علی (علیه السلام) کرد و فرمود: انت اخی فی الدنیا و الاخرة؛ تو برادر منی در دنیا و آخرت.

305- برای ازدواج چه چیزی داری

وقتی علی (علیه السلام) از رسول خدا راجع به فاطمه علیهاالسلام خواستگاری کرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مسرور و شادمان تبسم نموده و فرمود: ایا برای این امر چیزی داری؟
علی (علیه السلام) عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من چیزی را از شما پنهان نمی کنم آنچه دارم یک شمشیر و یک زره، یک شتر آبکش (یا اسب) است و جز اینها چیزی ندارم.(361) نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شمشیر برای تو لازم است زیرا تو مرد جنگ هستی و با آن در راه خدا جهاد می کنی و شتر نیز از لوازم زندگی تست که باید با آن آبکشی نموده و برای اهل و عیال خود کسب روزی کنی و در مسافرت ها بارت را بر آن حمل نمائی فقط زره تو می ماند که من آنرا به مهر زهراء می پذیرم یا علی! می خواهی ترا بشارتی بدهم؟
عرض کرد: بلی پدر و مادرم فدای شما باد، فرمود: ترا بشارت باد که خدای تعالی فاطمه علیهاالسلام را در آسمان به تو تزویج نمود پیش از اینکه من او را در زمین به تو تزویج کنم(362)